تبليغاتX
وبلاگ شخصى على اصغر عطاران طوسى
 

حيفم آمد برداشت شما دوستان گرامي را از نيايش در اختيار خوانندگان عزيز قرار ندهم. بخوانيد. لذت ببريد و برداشت خودتان را از نيايش قلمي كنيد.

 

سامان: نيايش برترين سکوی پرش به ملکوت اعلی است.

فرحناز: دعا بال و پر است برای هم پروازی با پريان.

محسن: با نيايش می توان راه زمين را به آسمان پيوند زد.

امير حسين: نیایش عشق مومن است. هستی عاشقانه اش و معنی زیستنش. روح لطیف آسمانی شدنش. در میان جمال و جلال معلق شدنش. سماعش در میان آیه های معرفت. بیخود شدنش از خویشتن. با او شدنش

سيد رضا: نیایش برای غلبه بر هبوط آفریده شده همانطور که عشق برای چیره شدن بر آن

 

+ نوشته شده در  بیست و یکم فروردین 1386ساعت   توسط على اصغر عطاران طوسى  | 
 

نيايش؛

1.    وسيله تقرّب بنده به خداست.

2.    فرصت گفتگو با ربّ الارباب است.

3.    کانال ارتباطی مخلوق با خالق است.

4.    قرآن صاعد، و سخن بنده با مولاست.

5.    کپسول دردهای مزمن روحی بشر است.

6.    درگاه ورود به فيض بی منتهای الهی است.

7.      انيس و مونس تنهايی و غربت انسان است.

8.    چشمه جوشان در صحرای سوزانِ گمراهی است.

9.        مَرکبِ تندرو در بزرگراه صعود به سوی معبود است.

10.      مسير بازگشت به خويشتن و هويت بندگی است.

11.      شاهراه تهذيب و تزکيه نفسِ سرکش و چموش است.

12.      درس معرفت و عشق با معشوق و محبوب حقيقی است.

13.      نهال نوپایِ دلدادگی و سر سپردگی در هوس زار دنيا است.

14.      آنکه از دعا و نيايش لذّت برد، ديگر لذّت ها برايش بی مفهوم است.

 

کلمات فوق، بخشی از احساس و برداشت من از مفهوم نيايش است. شما چه فکر می کنيد؟ احساس خودتون را در قالب جمله ای به من گزارش کنيد. بهترين جملات در اين وبلاگ به نام ثبت می شود.   

 

+ نوشته شده در  بیست و هفتم اسفند 1385ساعت   توسط على اصغر عطاران طوسى  | 
 

                           معصوم، اسم با مسمّی

 

 

 

 

 

 

 

 

با او كه روبرو مي شوي باورت نمي شود كه از جانبازان دوره دفاع مقدس باشد. ظاهري كم سنّ و سال دارد. اماّ او متولد 1347 است و اهل تهران. در عملياتي در خاك عراق پشت سدّ دربندي خان به تاريخ 6/1/1367 مصدوم مي گردد. عضو گردان تخريب لشگر 27 محمد رسول الله است و عامل شيميايي او معجون بوده و شامل اعصاب، ريه و خردل.

و براي همين است كه همه حالات مصدومانِ اين عوامل را داراست. تنگي نفس، سوزش و درد سينه، درد پشت گردن ومخچه، حالت خواب رفتگي از نوك انكشت پا تا فرق سر به طور دائم و... تنها بخشي از حالات اوست. به من مي گويد: گويي چهار ستون بدنم رو به ماشين بسته اند و از هر طرف مي كشند.

از چهره محسن معصوم، جانباز 70 درصد قافله ايثار، معصوميت و مظلوميت مي بارد. راستي چه نام با مسمايي. معصوم رو كه مي بيني جز معصوميت نمي بيني. كم سخن و بي تكلف. متواضع و باوقار، متين و مقيّد به دستورات ديني.

در سال 1372 با خانم مرضيه كلاهدوز متولد 1354 اهل تهران پيوند ازدواج مي بندد. خاطرات زندگي او شيرين، شنيدني و بلكه اعجاب آور است. 14 ساله كه از ازدواج آنها مي گذرد.

همسرش مي گويد: " وقتي اومدند خواستگاري، 15 سال بيشتر نداشتم. اون وقت هنوز علائم و آثار شيميايي در وجود ايشون بروز نكرده بود و كاملاً رو پا بود. از ويلچر و عصا نيز خبري نبود. بسيار فعال و پر نشاط بود . شركت كامپيوتر داشت.

بگذرم، با اينكه سن و سالي نداشتم هميشه از جمله دعاهام اين بود كه همسر يه جانباز باشم. در اوائل تنها خستگي دائمي عوارض اين مصدوميت بود. ولي همچين كه علائم خاص شيميايي از قبيل تب طولاني عارض شد ترسيدم و في الواقع بريدم. وضع به همين منوال گذشت و روزها بسيار بر من سخت و گران مي اومد چون انتظار اون رو نداشتم. پس از گذشت يك سال، اوضاع مالي ما نيز دچار تزلزل و ركود شد چون آقا نمي تونست به شركت بره و كم كم شركت رو كه محل درآمدمان بود جمع كرديم . به ذهنم رسيد برم مسجد و حوزه امام حسين كه نزديك خونه امون بود و اعلام آمادگي كنم براي مربي گري، شايد كمك خرج ما باشد. رفتم ولي به مجرد اينكه پام به اونجا رسيد اوضاع تغيير كرد و به جاي اينكه خواستمو مطرح كنم سر از كلاس تفسير قرآن در آوردم و در اون كلاس ثبت نام كردم. كلاس اونقدر براي من جاذبه داشت كه از سرِ شوق، از لحظه ورودم به كلاس تا پايان درس، اشك مي ريختم و اين خود مبدأ يك تحول در زندگي ما شد. چرا كه آرامش تمام وجودم رو فرا گرفت و اخلاق و رفتارمون تو زندگي و حتي اهتماممون نسبت به عبادات و ياد الهي بيشتر و روزافزونتر شد. شرايط روحي من از اون روزها ديگه متحول شد. امروز _ گر چه فشار عصبي بر من فراوان است تا جائي كه اختلال شنوايي پيدا كرده ام ولي _ از يك آرامش روحي برخوردارم.

اون موقع هنوز مي شنيدم و دل به درس مي دادم. به خانه كه بر مي گشتم همون نكات رو براي شوهرم و فرزند چهار ساله ام بازگو مي كردم. البته گهگاهي پسرم رو هم با خودم به درس تفسير مي بردم. از ابتدا به امير حسين ( تنها فرزندم) ياد دادم كه هر وقت بابا حالش به هم خورد و دچار تنگي نفس شد، دستشو بذاره رو سينه باباش و 70 تا حمد بخونه. هنوز كه هنوزه _ و اون به سن ده سالگي رسيده _همين سيره، تو خونه مون دنبال مي شه. او هم اكنون كلاس چهارمه و بحمدالله بچه تيزي است و هيچ مشكلي نداره. ويلچر ران باباش فقط اونه. ماها جرأت نداريم دست به ويلچر او بزنيم. خيلي قشنگ ويلچر رو هدايت مي كنه. البته همزمان با اون بازي هم مي كنه. قبلا هم كه عصا بر مي داشت او تنها عصادار باباش بود. تا خواندن و نوشتن رو در مدرسه ياد گرفت و به الف و سين رسيد، نوشت : " بابا عصا دارد " .

همسرش ادامه ميده: " پس از 14 سال ازدواج، احساسم اينه كه لطف خدا بود كه اين وصلت سر گرفت و الا من لياقت چنين مدالي رو نداشتم".

خودش (جانباز) ميگه: او عاشق منه و پروانه وار دورم مي چرخه. خدا نكنه كه دچار گرفتگي و تنگي نفس بشم بال بال مي زنه. اگر ايشون هم نباشه پسرم همين نقش رو بازي مي كنه.

احترام به بزرگترها و تكريم كوچكترها، پيشي در سلام بر ديگران، صبر در برابر سختي ها و دردها، عمده ويژگي هاي آقاي معصومه. به مجرد اينكه از امامان معصوم و مصائب و گرفتاري هاي اونها ياد ميشه اشكش سرازير ميشه.

پيام او و همسرش به زائران ومردم اينه:" ما با توكل به خدا همه مشكلاتمان را پشت سر گذاشتيم. از همه بريديم و به هيچ كس اميد نداشتيم_ حتي براي سفر حج _ ولي اميد به خدا راهها رو به رويمون باز كرد" .

او ( محسن) ميگه: هر وقت كارم به جاهاي باريك مي كشه و كارد به استخوان مي رسه، تنها ياد و نام امام زمونه كه منو تسكين ميده و حضور اون حضرت رو كاملا لمس مي كنم.

وقتي از محسن معصوم احساسش رو در برابر واژه ها و مفاهيم زير مي پرسم چنين مي گويد:

امام زمان:به انتظار نشسته

حج: لبيك به دعوت الهي

عرفات: تولدي دوباره

امام خميني: امام شهيدان، افتخار سربازي او

رهبري: نايب امام، نور چشم و اميد ما

مادر: بهشت زير پاي او

پدر: تمام هستي ام

همسر: اسوه ايثار و خستگي ناپذيري 

 

بی مناسبت نیست سروده زیبای شاعر اهل بیت جناب آقای علی انسانی را در خصوص جانبازان عزیز در اینجا بیاورم.

 

جانبازم و از خويش خجل آمده‌ام

وز آتش دَرد، مُشتعل آمده‌ام

بَر، ويلچرم كه پا ندارم ـ امّا

در خانة تو به پاي دل آمده‌ام

  

+ نوشته شده در  بیست و نهم دی 1385ساعت   توسط على اصغر عطاران طوسى  | 

 

  

مردي از قبيله روح الله

 

 

از جوار حرم كريمه اهل بيت حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها آمده است. از قافله دل است و  حال و هوايي خاص بر وجود او حاكم است. هر وقت كه در حالاتش ريز شدم مي بينم براي خود كنج عزلتي را برگزيده و به راز و نياز با پروردگار مي پردازد. اما اين همه، موجب نمي شود كه او از ارتباط صميمي و عاطفي با همسفران و ديگر زائران جانباز باز بماند.

جالب است بدانيد او تنها روحاني ويلچري است كه با قافله ايثار به حج مشرف شده است. از نشاط و شادابي او نه تنها پس از يك دوره بيست و چهار ساله ويلچرنشيني،كاسته نشده كه با اين حال و در عين گذر ايام و سنين عمر، شور و حال او بسي مَثَل زدني است.

او توفيق شاگردي و زانو زدن در پاي درس تفسير حضرت آيت الله جوادي آملي را _كه سالياني است به او عنايت كرده اند _ با هيچ متاعي عوض نمي كند.

ارادت ويژه اي به حضرت ابا عبدالله الحسين (عليه السلام) و زهراي مرضيه (سلام الله عليها ) دارد. به مجرد ذكر مصيبت اهل بيت گرامي پيامبر اسلام (ص) اشك چشمش روان است.

گمشده اي دارد و به ديدار او سخت مشتاق. ديروز مدينه را گشت و امروز شهر مكّه را. ولي به صحراي عرفات بسي دل بسته است كه شايد گمشده خويش را بيابد.

شنيده است كه مي گويند آقا همه ساله به فرزندانش _ جانبازان هشت سال دفاع مقدس كه براي حفظ كيان اسلام و ارزش هاي مكتب، از تمام هستي خويش مايه رفتند_ سر مي زند. تمام هوش و حواسش به عرفات و زمزمه عاشقانه سربازان او در خيمه هاي عرفات است و با خود مي گويد: آيا مي شه آقامو اونجا ببينم و پس از درنگي به خود پاسخ مي دهد. چرا كه نه؟! مگه نگفته كه به بچه هاش سركشي مي كنه؟ مگه دل شكسته تر از اونها هم هست؟ مگه زجر كشيده تر و با صفاتر از اونها هم وجود داره؟

بگذرم، او امام زمان را عصاره خلقت مي خواند. حج را از سويي محل عروج انسان و از ديگر سو، مظهر قدرت نمايي ملّتهادر برابر استكبار جهاني. عرفات در نگاه او آخرين نقطه است، جايي كه همه چشمها به او دوخته شده است.

ارادت او به جانبازان ويژه است و حماسه آنان را مصداق اثبات صداقت آنها به دين مي داند.

به امام و رهبري، عشق فوق العاده دارد. امام خميني را احياگر دين در عصر حاضر مي داند. دلسوخته چمران است و روز و شبش را به ياد اوست.

در نگاه من ،بايد حاج آقاي ميرزايي رو از نزديك ببيني تا بفهمي چه گوهر ارزشمندي است.

فرزندان او يكي از ديگري گُلتر و شايسته تر. همه اهل ولايت و عاشق اهل بيت. تواضع او در برابر فرزندانش مقوله ديگري است كه در اين مقال نمي گنجد ولي همين مقدار بشنويد كه هنگام خداحافظي به قصد بيت الله الحرام فرزندش را در آغوش مي كشد و دست او را مي بوسد. از فرزندانش راضي است و آنان را افرادي مقيّد به دستورات ديني و موازين اخلاقي معرفي مي كند. به من مي گويد: به آنها گفته ام بايد رهبري امت را از من بيشتر دوست داشته باشيد، چرا كه او پدر ملّت است و من تنها پدر شما.

همسر مهربان و دلباخته او، حديثي ديگر دارد كه بايد همسران ما، درس همسر داري  و عشق و محبت را در كلاس او بياموزند. كوه صبر و مقاومت است و پا به پاي او و در كنار او براي تحمل رنجها و سختي ها ايستاده است. لحظه اي فراق از همسر جانبازش را تحمل ندارد. كوتاه سخن اينكه او از زندگي اش راضي است و خدا را بر آن شكر مي گويد.

درود خدا و رسول بر اين همه ايثار و جان باختگي، و رحمت الهي بر پير جماراني كه چنين سربازاني فداكار و مقاوم را به جهان اسلام تقديم كرد.

مكّه مكرّمه- حج۸۵-كاروان جانبازان دفاع مقدس

 

+ نوشته شده در  بیست و پنجم دی 1385ساعت   توسط على اصغر عطاران طوسى  | 

 

 

 

او درس صبوري مي دهد

 

 

 

او تنها جانباز زن در قافله ايثار است. با وقار، متين و صبور همچون كوهي در برابر حوادث ايستاده و خواهد ايستاد. جانباز 70% و اصطلاحاً قطع نخاع گردني است كه حتي دست و پايش كار نمي كند. متولد سال 1339 است. بيست و پنج سال است كه اين وضع را تحمل مي كند و خم به ابرو نمي آورد. افتخارش اينست كه ويلچر، خانه اوست. نه خانه او كه همه چيز او.

اهل ساري است و در يك مأموريت ويژه به عنوان مسئول خواهران سپاه منطقه مجروح گشته و گرچه برخي از همراهان وي به شهادت رسيده، اما مدال پر افتخار جانبازي، نصيب او گشته است. به واقع؛ او از مصاديق بارزِ  شريفه قرآني " فمنهم من قضي نحبه و منهم من ينتظر" است. راستي اين را هم بگويم كه او تنها جانباز خانواده نيست بلكه برادرش محمود نيز جانباز 45 درصد است. به دليل شرايط جسمي تا كنون ازدواج نكرده است.

روحيه اي بسيار شاداب و با طمأنينه دارد. از فرصت تشرف به مدينه كمال استفاده را كرده و مي كند. از تلاوت قرآنش گرفته تا دعا و زيارت هاي مكررش. به من مي گويد: حاج آقا! من كه هنوز عقده دلم رو با بقيع باز نكردم. اي كاش بشود برويم گوشه اي و زمزمه اي داشته باشيم.

از اينكه نمي تواند در مراسم و مجامع به خوبي شركت كند و از فرصت حضور در مدينة النبيّ بهره بيشتر ببرد ناراحت و غمين است و به حال ديگران غبطه مي خورد.

دانشجوي جامعة الزهراست و به صورت غير حضوري تحصيلات خويش را در مقطع ليسانس دنبال مي كند. هفته اي دو روز در منزلش كلاس تفسير قرآن و تحليل كتب استاد مطهري براي خانم هاي مبلّغه و متدينين، برگزار مي كند.

اخلاق او ويژه و در ميان خويشان و دوستان زبانزد است. فردي خيّر و در طرح اكرام ايتام كميته امداد شركت فعال دارد. بر كارهاي كشاورزي نظارت مي كند و خلاصه همه كار مي كند ولي باز هم نگران و ناراحت كارهاي باقيمانده و روي زمين است. 

تلاش و كوشش او را كه مي بيني، همّت والاي او را كه مي شنوي، انگيزه ها و نيّات پاك او را كه دنبال مي كني، از خودت بيزار مي شوي. به راستي ما كجاييم! و خانم قايخلو كجا!

خدايا! عرفان ما را در سايه سار معرفت اين جانبازان رشيد، براي وقوف عارفانه در صحراي عرفات افزون كن و ما را بر قدرداني حقوق اين دلير مردان ثابت قدم بدار.   

 

مدينه منوره - حج۸۵ - كاروان جانبازان

 

+ نوشته شده در  بیست و سوم دی 1385ساعت   توسط على اصغر عطاران طوسى  | 

 

 

به بهانه حضور و توفيق يك ماهه ام در جمع جانبازان عزيز و سلحشور دفاع مقدس در سالجاري ( ۸۵) ـ كه خدايرا بر اين توفيق رباني شاكر هستم ـ دست نوشته هايي را براي عبرت گيري خودِ عقب مانده و وامانده ام از قافله ايثار، آماده ساختم. از قضا روزنامه وزين زائر ـ كه همه ساله براي اطلاع رساني مسائل حج به حجاج بيت الله الحرام در سطح شهرهاي مكه و مدينه به چاپ مي رسد ـ نيز از اين حركت استقبال كرد و با عنوان " با قافله ايثار " منتشر نمود تا زائران بيت الله الحرام قدري با ولي نعمت هاي خويش آشنا و همنوا شوند. با سپاس از دوستان باصفاي روزنامه.

با هم، چند شماره از اين دست نوشته ها را دنبال مي كنيم.  

  

 

                 

 

ايثارگر از نوعي ديگر 

 

 

 

چهره اي معصوم و با صفا دارد. به قيافه اش كه نگاه مي كني باورت نمي شه كه او هم يه جوري ايثارگره و با اقدام خداپسندانه خودش ، سعي كرده از قافله ايثارگران عقب نمانه. او اهل تهران و داراي يك زندگي متوسط است. سالياني است براي حج واجب ثبت نام كرده تا امسال نوبتش شده .

خودش ميگه: رفتم بنياد جانبازان و گفتم آيا مي شه نام من رو در ليست همراهان جانبازان قرار بديد. گفتند: ولي شما رو كه هيچ جانبازي درخواست نكرده. گفتم : من خودم درخواست مي كنم. لطفا من رو در ليست همراهان امسال جانبازان قرار بدين. اين هم فيش حجّ امسال من.

 

گذشت و گذشت تا يه روز از بنياد به من زنگ زدند كه فلاني تو رو دعوت كردند كه همراه يك جانباز باشي. آنهم چه جانبازي ! جانباز ويژه قطع نخاعي از ناحيه گردن ! آيا آماده اي؟ گفتم: از اين بهتر هم مي شه؟ از خدا خواستم و وقتي اين خبر رو شنيدم در پوست خود نمي گنجيدم.

 

كم كم با همسفر حجّم آشنا شدم. او جانبازي بالاي 70 درصد است و داراي مدرك ليسانس. اهل شهريار است و به همراه همسرش به زيارت بيت الله الحرام و قبر پيامبر گرامي اسلام(ص) و  ائمه بقيع دعوت شده است.

آري؛ جانباز سرافراز آقاي رضا علي سلطاني به اتفاق خانمش فاطمه طرزكي فرصتي طلايي را در پيش روي او قرار دادند كه تا عمر دارد فراموش نخواهد كرد.

هنگامي كه به ناصر شمسيان مي گويم: چه احساسي داري بخاطر اين ايثار؟ او مي گويد: ايثارگر حقيقي اينان هستند و آنانند كه به من و امثال من درس ايثار  و جانبازي آموختند.

و او راست مي گويد كه جانبازان، مفهوم ايثار و از خودگذشتگي را حيات بخشيدند. جانبازان بودند كه ما را از ورطه هلاكت و فناي در دنيا و لذائذِ آن رهايي دادند و جلوه هاي زيباي معنويت، حماسه، از خودگذشتگي و همنوع دوستي را حيات مجدد بخشيدند. خدا يارشان باد!

 

 مدينه منوره - حج ۸۵ - كاروان جانبازان سرافراز دفاع مقدس

 

+ نوشته شده در  بیست و یکم دی 1385ساعت   توسط على اصغر عطاران طوسى  | 

 

 

پشت پرده اسرار و آداب حج

 

 

 

آنچه در مجموعه اسرار و آداب حج، موج مي زند و توجه خواننده را بيش از پيش به خود جلب مي كند، تأكيد بر مؤلّفه انسان سازي و ايجاد تحول دروني در حاجي است. بيشترين پافشاري رهبران ديني در اين زمينه، بر محور خودسازي و بازنگري در رفتارها و كردارهاست. مروري گذرا بر اسرار و آداب حج، ما را به اين واقعيت رهنمون مي سازد.

اگر سرّ احرام را، رهايي از تعلقات شخصي و مظاهر و جلوه هاي دنيوي دانسته اند؛

و اگر در اسرار طواف، چرخش بي نهايت[1] بر محور پروردگار رحيم و كريم، و عطف توجه دروني به آن معبود يكتا آمده؛

و اگر نماز طواف را حركت در مسير صراط مستقيم با محوريت خداي متعال به پيروي از هدايت و رهبري ابراهيم خليل _ كه وَاتّخِذوا مِن مَقام اِبراهيمَ مُصَلّيً[2] _ گفته اند؛

و اگر سرّ سعي صفا و مروه، سعي و تلاش براي يافتن گمشده حقيقي، و يا سعي در راستاي برآوردن حوائج بندگان خدا دانسته اند؛

و اگر وقوف در عرفات را براي تأمل و درنگ در گذشته خويش و ايجاد شناخت افزون خويشتن و خالق هستي معرفي نموده اند تا از ره آورد آن، معرفت حقيقي پديد آيد؛

و اگر سرّ وقوف در مشعر، براي رسيدن به شعور واقعي پس از نيم روز معرفت جويي در عرفات معرفي گشته است؛

و اگر رمي جمرات سه گانه در راستاي راندن شيطان درون و بيرون از جان و تن آدمي، و جايگزيني عقل و شرع به جاي هوا و هوسهاي شيطاني در تمامي برنامه ريزي ها و تصميم گيري هاي روزمره و بلكه كلان و راهبردي خوانده شده است؛

و اگر قرباني براي اعلام آمادگي حاجي بر بذل جان و مال در راه خدا _ از خلال به نمايش گذاشتن حركتي نمادين _ و تقديم تحفه اي ناچيز به محضر دوست در راستاي وصال او دانسته شده؛

و اگر تقصير و حلق، براي اثبات دلدادگي بنده به پروردگار، و بريدن و كوتاه نمودن آخرين سر رشته هاي تعلق و وابستگي به خويشتن و جلوه هاي مادي آن يعني مو و ناخن، مي باشد، 

و هزاران امّا و اگر ديگر ....

بي ترديد، محوريت انسان سازي در سرتاپاي اين مناسك و آداب كاملا مشهود و چشم نواز است، محوريتي كه بر دو ركن اساسي پايه ريزي شده است.

1.      نفي تعلقات و تمايلات نفساني، و شناخت افزون خويشتن (خودشناسي)

2.      حركت به سوي پروردگار و خالق هستي و تلاش در راستاي شناخت فراگير و عميق او (خداشناسي)

از پيامبر گرامي اسلام (ص) شنيده ايم كه؛ تا آدمي خويشتن را نشناسد راه به سوي شناخت ربّ الارباب نخواهد يافت " مَن عَرَفَ نَفسَهُ فَقَد عَرَفَ رَبَّهُ[3] "

و حج، عرصه اي است براي تحقق اين دو ركن تا از خلال آن، آدمي انسان شود و حركات و سكنات او، خواسته ها و تمايلاتش و رفتارها و خصلتهايش شباهتي به انسان پيدا كرده و بر گرد حريم انسانيت بچرخد.

اگر حاجي توانست از خلال اعمال و مناسك خويش به چنين حقيقتي دست يابد، بايد به وي تبريك گفت و بر اين توفيق بزرگ ستود چرا كه او توانسته حج را منشأ تحولي شگرف در حيات فردي و اجتماعي خويش قرار دهد و با نگاهي نو و بي پيرايه، هستي را به تماشا بنشيند. در غير اين صورت، توجه به عوامل و زمينه هاي اين ناكامي بسي مهم و ضروري به نظر مي رسد. مكّه مكرمه ـ حج۱۳۸۵

 


[1] - كه عدد هفت را نماد بي نهايتي دانسته اند.

[2] - سوره بقره، آيه 125.

[3] - بحارالانوار،جلد2، صفحه32، حديث22.

 

+ نوشته شده در  چهاردهم دی 1385ساعت   توسط على اصغر عطاران طوسى  | 
 

عوامل كارآمدي تبليغ در حج

 

چگونه مي توان به فعاليتهاي تبليغي غنا بخشيد؟

روشهاي كارآمدي تبليغ در قلمرو دين چيست؟

چه شاخصه هايي براي موفقيت روحانيون در حج مطرح است؟

پرسش هاي فوق، دسته پرسش هايي است كه روحانيون محترم كاروانهاي حج و دست اندركاران اين عرصه با آن روبرو هستند و چه بسا پاسخ هايي در خور، نيز در اختيار داشته باشند، ليكن مناسب ديدم پاسخها را از خلال مشاهدات خويش از يك ماه تلاش خستگي ناپذير معلم وارسته اخلاق و روحاني باسابقه كاروانهاي حج بيت الله الحرام حضرت حجت الاسلام و المسلمين جناب آقاي راشد يزدي تقديم حضور سروران روحاني نمايم.

توفيق يارم گشت تا حج 84 را به ياري پروردگار در محضر ايشان، به عنوان معين روحاني كاروان ويژه جانبازان، سپري گردانم.

 

 

 

 

جناب آقاي راشد، با سابقه اي بيش از 50 سفر معنوي در خدمت حجاج بيت الله الحرام و حرم نبوي صلي الله عليه و آله وسلّم - كه قريب به 20 سفر آن را در حضور جانبازان عزيز و فداكارِ دفاع مقدّس بوده اند - هنوز با شور و عشقي زائد الوصف همه ساله به سفر حج مشرف مي شوند و به ارشاد و تبليغ، و آشنا سازي زائران محترم بيت الله الحرام با مناسك حج و اماكن متبركه مي پردازند.

در اين مقاله، به واگويه و تحليل پاره اي از ابعاد وجودي و شخصيتي ايشان، و علل و عوامل كارآمدي ايشان در حج مي پردازم.

اميدوارم كه در مسير بهره گيري روحانيون محترم كاروانها از تجارب ايشان، و آشنايي با شخصيت وي گامي مؤثر برداشته باشم.

 

بايد اذعان نمود سلسله ويژگي هايي كه در  حضرت ايشان جمع آمده است، از وي شخصيتي كم نظير و استثنايي ساخته است.

البته دلايل موفقيت ايشان را بايد فراتر از ويژگي هاي شخصيتي ايشان دانست زيرا افزون بر آنها، پاره اي شيوه ها و راهكارها نيز وجود دارد كه ايشان با به كاربستنِ آنها، توفيقات خويش را دوچندان كرده اند.

با هم پاره اي از عوامل كارآمدي و ويژگي هاي شخصيتي ايشان را كه در جايگاه روحاني حج، تأثير بسزايي گذارده است، مرور مي كنيم.

 

1. وسعت آگاهي

 

حجم وسيع اطلاعات و معلومات ايشان از آموزهاي ديني در قالب آيات شريفه قرآني و احاديث امامان معصوم عليهم السلام، و نيز برخورداري از دانش و بينش سياسي چه در عرصه مسائل داخلي و چه بين المللي در كنار مشاهدات ايشان از وضعيت اقتصادي اجتماعي و فرهنگي بسياري از كشورهاي جهان، افزون بر ارتباط تنگاتنگ حضرت ايشان با اركان و مسئولان عالي نظام جمهوري اسلامي در گذشته و حال، كمك شاياني به ايشان در راستاي توفيق بيشتر در امر تبليغ نموده است.

 

2. شيوايي سخن

 

در عين همه خصوصياتي كه در سطور آينده ياد مي شود، نمي توان از كنارِ يك ويژگي ايشان، به سادگي عبور كرد و آن ملاحت و نمكين بودن لهجه ايشان در سخنراني ها، افزون بر به كارگيري جاذبه هاي گوناگون در جذب مخاطب، مي باشد.

جلسات و نشستهاي ايشان اعم از سخنراني ها و جلسات مناسك و... به دليل بهره گيري از روش هاي متنوع در جذب مستمع، از طراوات و شادابي خاصي برخوردار است. پاره اي از آن روشها عبارتند از:

  1. بهره گيري از داستانها و قطعه هاي تاريخي
  2. استفاده از مزاح و شوخي و به كارگيري لطائف و ظرائف
  3. بهره گيري از ابيات شعري
  4. كم گويي و گزيده گويي
  5. مناسب حال و شرايط، سخن گفتن

3. عشق به معنويت

 

توجه عميق ايشان به ابعاد روحي و معنوي حج، قابل توجه است و نه تنها در خلال توصيه ها و سخنراني ها همواره زائران را به اين نكته معطوف مي دارند كه با وجود تشرف فراوان و حتي همه ساله، خود سعي در بهره گيري بيشتر از آن فضاي معنوي هستند. اصرار ايشان براي اقامه نمازهاي يوميه در محيط عطرآگين و ملكوتي مسجد الحرام و مسجد النبي (ص) و نيز پافشاري ايشان بر ختم چند دور قرآن در ظرف مدت حضور در كشور عربستان، گوياي اين واقعيت است. 

 

4. تلاش خالصانه

 

آنچه بيش از همه، در حركات و سكنات ايشان به چشم مي خورد، اخلاص در عمل، و پرهيز از رياكاري با هدف خوش آمدن زائران، كادر كاروان، ويا دست اندركاران امر روحانيون در بعثه است. توجه به آمار و ارقام، و يا به رخ كشاندن توانمندي هاي ذاتي، و سوابق تشرّف و... هيچگاه در عملكرد ايشان ديده نمي شود.

 

5. برخورد متواضعانه

 

بارها و بارها در خلال اين سفر معنوي، فروتني ايشان را در برابر روحانيون محترم و حتي زائران بيت الله الحرام مشاهده نمودم و اين كمال معنوي نه تنها در قالب سخن و بيان دلنشين از سوي ايشان كه در عرصه عمل نيز كاملاً مشهود و عيني است.

پافشاري ايشان از روز نخست مبني بر تقسيم كار حتي در سخنراني و جلسات مناسك- با توجه به محبوبيت ايشان در ميان زائران و سوابق ممتدّ حضور در عرصه حج – خود دليل گوياي تواضع و فروتني ايشان مي باشد.پرهيز ايشان از امتياز خواهي و نگاه ويژه (در خوراك، مسكن و ... )  از سوي مسئولان كاروان و يا بعثه مقام معظم رهبري، خود حاكي از روح بلند ايشان و كوچك ديدن شخصيت خويش است. فخر فروشي و تكبر اصلاً در قاموس شخصيتي ايشان راه ندارد.

 

6. خدمتگزاري بي دريغ

 

عشق وافر ايشان به زائران بيت الله الحرام و خدمتگزاري بي دريغ نسبت به آنان به ويژه جانبازان عزيز – كه از وضعيت روحي و جسمي ويژه و انتظاراتي متفاوت با ديگر زائران برخوردار هستند – در طول دوره سفر كاملاً مشهود است. ايشان همواره با گشاده رويي زائران را به حضور مي پذيرفتند. درِ اتاق ايشان همواره و در طول شبانه روز بر روي زائران كاروان باز بود و با بستن آن مخالفت مي ورزيدند. اصرار ايشان بر ماندن در ميان زائران بيت الله و پرهيز از حضور در محافل و نشستهاي رسمي و يا غير رسمي- چه در بعثه و يا ديگر مراكز- تا حدّ ممكن، خود گوشه اي از اين خصوصيت اخلاقي ايشان را به تصوير مي كشد.

از اينكه مقام والاي ارشاد و تبليغ ميان زائران را با داشتن مسئوليت هايي چون ناظر روحانيون و يا ميهمان بعثه تعويض نمايند، سخت ناخشنود مي گردند چرا كه به ماندن در كنار حجاج و دست گيري آنان عشق و علاقه وافر دارند.

در يك كلام بايد گفت ايشان، خود را وقف زائران مي كنند و هيچ اولويتي براي ايشان مهمتر از پاسخگويي به پرسشهاي آنان و رفع همّ و غمّ آنها، و حتي پي گيري مشكلات آنان از طريق مسئولان كاروان و بعثه وجود ندارد. بارها براي پي گيري مشكلات يك زائر به بعثه مقام معظم رهبري عزيمت مي كردند و ضمن تماس با مسئولان بعثه در صدد حلّ مشكل بر مي آمدند و يا بارها در جريان گفتگوها و پي گيري هاي مجدانه ايشان براي اختصاص دادنِ تسهيلات بيشتر به جانبازان عزيز قرار مي گرفتم.

جالب است بدانيد ايشان كمترين فرصتي را به خريد و گشت و گذار در بازارها اختصاص نمي دهند و معتقدند فرصت ها بايد تنها در راستاي كسب معنويت بيشتر و خدمت افزونتر به زائران مصروف گردد.

 

7. خوشرويي

 

به جرأت مي توان گفت اگر خوشرويي استاد معظم جناب آقاي راشد در ميان زائران جانباز نبود، كنترل چنين كاروانهايي براي مديران محترم و سخت كوش كاروانها، بسي دشوار مي نمود.

ارتباط دوستانه و در عين حال پدرانه از سوي حضرت ايشان با يكايك جانبازان و خانواده هاي محترم آنان، خاطرات خوشي را براي آنان برجاي گذارده است. تحمل بالاي ايشان در برابر بهانه تراشي ها و همراه ساختن گفتگوها با لبخند و مزاح، شرايطي ويژه براي زائران عزيز فراهم ساخته كه وصف ناپذير است.

 

8. خستگي ناپذيري

 

با توجه به كهولت سنّ، هيچگاه خستگي در وجود ايشان ديده نمي شود. ايشان آرزو دارد بتواند ساليان سال در خدمت زائران جانبازِ بيت الله الحرام باشد و آنان را با مناسك شرعي و آداب اسلامي آشنا سازد. روزي كه بشنود ديگر توفيق تشرف به حج را ندارد، روز عزاي ايشان است.

به جرأت مي توان گفت در كنار ايشان، هر خسته دلي روحيه و توان مي گيرد و اغراق نيست اگر بگوييم وي شخصيتي خستگي ناپذير است.

 

9. تسلط بر مناسك

 

سوابق ممتدّ سفر به بيت الله الحرام در قالب كاروان هاي حج و عمره، و كنجكاوي ايشان در يافتن راه حلي منطقي براي تمامي پرسشها و شبهات زائران در قالب تدقيق در رساله مناسك و يا استفتا از بعثه مراجع معظم تقليد و دريافت حكم فروع گوناگون هر موضوع، به ايشان قدرت بالايي در پاسخ گويي به مسائل شرعي حجاج اعم از زن و مرد، بزرگ و كوچك، سالم و معلول و... داده است كه در كمتر روحاني حج ديده مي شود.

 

10. روان گويي مناسك

 

انجام مناسك حج به خودي خود، صعوبت ها و دشواري هايي در بردارد. اختلاف آرا و فتاواي فقهاي بزرگوار، اين صعوبت را دو چندان كرده است. افزون بر آن، برخورداري جانبازان عزيز از پاره اي محدوديتها و معلوليتها و در نتيجه احكام و مناسك ويژه هر كدام – با تنوع گونه هاي معلوليت- مي طلبد كه مسائل به گونه اي روان و قابل اجرا به زائران عرضه شود كه در اين راستا، توان بالاي حضرت آقاي راشد در تسهيل و روان سازي و روان گويي مطالب، خدمت شاياني به حجاج محترم نموده است. بارها شاهد بودم زائراني از ديگر كاروان ها، با هدف رفع ابهام خويش در موردي و يا ضمن شكايت از سخت گيري روحاني محترم كاروان خويش، موضوع را با ايشان در ميان مي گذاشتند و ايشان با همان تسلط ستودني بر مناسك حج، با آسان ترين شكل ممكن، مسئله را براي آنها تبيين نموده و بدين ترتيب، آنان را از دلهره و اضطراب و يا شكّ و ترديدِ بي مورد رهايي مي بخشيدند. 

ناگفته نماند هنر ايشان تنها در روان سازي و روان گويي مناسك خلاصه نمي گردد بلكه اعتقاد به ضرورت تسامح در امور عبادي و معنوي زائران و نيز حمل بر صحت كردن اعمال آنها، جزو اصولي است كه ايشان به ويژه در خصوص مناسك حجاج مدّ نظر دارند و به آن پايبند هستند.

بايد اعتراف نمود كه إعمال اين شيوه پسنديده از سوي ايشان نه تنها اضطراب و نگراني را از ميان زائران مي زدايد كه شادابي، نشاط و بلكه آسوده خاطري را براي آنان به ارمغان مي آورد و موجب خواهد شد طعم شيرين حضور در موسم را به خوبي بچشند.

در حقيقت؛ اگر در ضرورت به كارگيريِ چنين شيوه اي از سوي روحانيون محترم در خصوص زائران عادي هم شك و ترديدي وجود داشته باشد- كه ندارد -  در خصوص جانبازانِ عزيز – كه احياناً از نابساماني هاي جسمي و روحي گوناگوني برخوردار هستند – اجتناب ناپذير است.

در پايان، آرزوي سلامتي، توفيق روز افزون و تشرف همه ساله براي حضرت ايشان دارم و اميدوارم با واگويه گوشه اي از عوامل توفيق و كارآمدي ايشان در موسم حج ، خدمتي ناچيز به عزيزان و سروران روحاني در كاروان هاي حج ارائه كرده باشم ان شاء الله.

 

+ نوشته شده در  هفدهم آذر 1385ساعت   توسط على اصغر عطاران طوسى  | 
 

 

عنصر الگودهي در حج

 

 

با فرارسيدن موسم حج، شور و ولوله‌اي وصف ناپذير در ميان حجاج، و تلاش و كوششي مضاعف در اردوگاه كارگزاران حج _ اعم از مسئولان بعثه و ستاد، مديران كاروانها و روحانيون و... _ برپا مي‌شود.

همگي براي ساييدن جبهه خضوع بر آستانِ دوست، تن به مخاطرات و سختي هاي سفر مي دهند. و در يك سخن مي توان گفت در نهايت، همّتِ همگان برگزاري حجّي شايسته و مقبول است.

اساساً هنر حج، يكسو كردن خواسته ها، انگيزه ها و رفتارها و حتي قالبهاست. هر گونه ناهمگوني و دوگانگي رفتاري در حج، با روح تشريع اين فريضه مهم و بزرگ منافات داشته و حركتي بر خلاف مسيرِ موج برآورد مي‌شود.

در اين مسير؛ همسويي كُنش ها و واكُنش هاي زائران با خواست و عملكردِ كارگزاران از سويي، و در مقابل همراهي و همدلي قاطبه دست اندركاران با حجاج محترم، مهمترين شاخص كارآمدي در موسم حج تلقي مي شود.

پوشيده نيست كه در اين ميان، نقش مديران و روحانيون كاروانها، در شكل دهي و شفاف سازي مسير، محوري است و برترين و شايسته ترين الگو در برپايي حجّ ابراهيمي خواهد بود.

در اين سطور، پاره اي از انتظاراتِ به حقّ از كارگزاران حج مورد توجه قرار گرفته كه اميد مي رود مورد توجه روحانيون، مديران، و كادر اجرايي كاروان ها قرار گيرد.

 

مناسبات مدير و كادر اجرايي كاروان

 

 

مدير کاروان در ايفاي نقش براي كادر كاروان، سهمي اساسي و انكار ناپذير دارد. او بايد در تمامي فعل و انفعالات خويش، براي  زير مجموعه خويش الگو و اسوه باشد.

هر فرمانى كه از سوی وی صادر می‌شود، نخست خود عامل باشد، و هر چه را كه انتظار دارد پرسنل تحت امرش، مرتکب نگردند، خودش در اجتناب از آن پيشرو و پيشقدم باشد.

اگر انتظار انجام دقيق و منظّم امور محول را دارد ، خود در اين حرکت از ديگران پيشي بگيرد.

اگر انتظار خوشرفتاری با زائران را دارد، خود در رفتارها و برخوردها با کادر اجرايی، خويشتن دار باشد و حرمت افراد و شخصيت آنها را رعايت کند.

اگر تکبر و خودستايی را از ديگران نمی پذيرد، با رفتارها و گفتارهای متواضعانه خويش، اين معنا را به اثبات برساند.

اگر پست و مقام را اعتباری دانسته و برای آن ارزشی قائل نيست، با عملکرد درست و اصولی خويش در قالب تواضع و فروتنی، الگويی مناسب ارائه نمايد.

اگر برای نظافت و پاکی احترام قائل است، از مقام حرف بيرون آمده و در محيط کار خويش وحوزه های پيرامونی اش، در زیّ و پوشش خويش و تمامی متعلقات شخصی اش، آنرا به نمايش بگذارد.

اگر انتظار حضور همياری و مسئوليت پذيری در قبال زائران را دارد، خود بيش از ديگران اينچنين باشد.

و اگر انتظار حضور همکاران در مراسم را دارد، خود پيشاپيش در جلسه حضور يابد.

 

روابط مدير و زائران

 

به همين سان؛ اگر مدير از زائران انتظارحضور در نشست ها، مجامع و همايش هاي درون و برون كارواني دارد، پيشگامي او بهترين مبلّغ و مروّج خواهد بود.

اگر درخواست همراهي و اطاعت پذيري زائر با وي و كادر كاروان را دارد، خود در حفظ حرمت و شخصيت زائر، تمام تلاش و همّتش را مبذول دارد.

اگر انتظار تبعيض خواهي از سوي زائر ندارد، خود در بهره گيري از امكانات و تسهيلات عمومي يكسان عمل كند و همپاي زائر و به دور از تبعيض و چندسو نگري، حركت نمايد.

اگر انتظار شركت آنها در مراسم نماز جماعت حرمين شريفين و يا كلاسهاي آموزش مناسك و... را دارد، خود وجهه همتّش را بر شركت مداوم و فعال در اين مراسم مصروف دارد و جز در موارد لزوم _ كه اداره و پي گيري امور كاروان و زائران، مانع است_ از حضور در برنامه ها سر باز نزند.

و بالاخره اگر انتظار تعامل مثبت و به دور از تنش و بهانه جويي از زائران دارد، خود در جمع رفتارها و مناسباتش با زائران، بهانه اي به دست آنان نداده و فرصت بهانه جويي را از آنها بربايد.

 

تعامل روحانيون و زائران

 

به همين منوال؛ اگر روحانيون در نوع تعامل خويش با زائران، الگو و اسوه باشند، قطعاً دغدغه‌ كمتري در طول سفر از بابت ناهنجاري هاي اخلاقي و رفتاري زائران وجود خواهد داشت.

از اين رو؛ روحانيون محترم كاروانها؛ بايد انتظارات خويش از حاجيان را، از خلال گفتار و كردار مثبت خويش در تعامل با زائر و كادر تعريف كنند. در غير اين صورت، انتظار حركتهاي شايسته و بهنجار از زائران، نوعي اجحاف و بلكه ناشدني است. و بي ترديد؛ كريمه قرآني" يا ايّها الذين آمنوا لمَ تقولون ما لاتفعلون [1]" گريبانگير آنان خواهد بود افزون بر آنكه از روح آموزه هاي رهبران ديني و سيره رفتاري آن بزرگواران در اين خصوص به دور است.

امام علی عليه السلام می فرمايد: " مردم! من شما را به هيچ طاعتى دعوت نمي كنم، مگر اين كه خود قبلا آنرا انجام داده‏ام و از هيچ كار خلافى شما را نهى نمي كنم مگر اين كه خود آنرا ترك گفته باشم"[2] .

بي شكّ؛ زائران بيت الله الحرام براي تقويت مؤلّفه الگوپذيري خويش، بيش از هر كس و هر طيف، چشم به هدايت و راهبري عالمان و روحانيان محترم كاروانها _ درعرصه سخن و عمل _ خواهند دوخت. از اين روست كه؛ رسالت آنان بسي سنگين و حساس است.



[1] - سوره صف، آيه2.

[2] - ايّها النّاس إنّي و اللّه ما احثّكم على طاعة إلّا و أسبقكم إليها و لا أنها كم عن معصية إلّا و أتناهى قبلكم عنها. نهج البلاغه.

 

+ نوشته شده در  چهاردهم آذر 1385ساعت   توسط على اصغر عطاران طوسى  | 
 

بي نيازي از خلق، شعار رمضان

 

راههاي كسب درآمد، بسي متنوع و گوناگون است ليكن روزي پاك و حلال، از جمله نعمت هاي الهي بر بنده به شمار مي‌آيد. از اين رو؛ تكاپو براي تحصيل درآمد مشروع، و پناه جستن به شيوه هايي كه از سلامت و طهارت بيشتري برخوردار است، مطلوب بوده و  اهتمام به آن از سوي فرد مؤمن، ضروري مي‌نمايد.

تأكيداتي كه در سخن امامان معصوم بر طلب روزي حلال، شده بي حدّ و حصر است. در سرتاسر ادعيه ماه مبارك رمضان، بارها و بارها از توسعه روزي از مسير حلال، سخن به ميان آمده است.

چه بسيار مشاغل كاذب كه اقبال فراواني نيز به سوي آنها وجود دارد ولي جز درآمدهاي حرام و شبهه ناك، حاصل آنها نيست و چه درآمدهاي كاذب و سرمايه هاي ميليوني كه بر اساس يك ارتباط تلفني و يا يك رفاقت و دوستيِ به ظاهر كم هزينه، به دست مي‌آيد، ليكن آيا انسان مؤمن و پرهيزكار، مي‌تواند اساس زندگي اجتماعي خويش را بر سرمايه هاي بادآورده پي‌ريزي نموده و به رفاه و آسايش چند روزه دلخوش باشد؟ آيا پاسخگويي به عواقب دنيوي و اخروي آنها سهل و آسان برآورد مي شود؟ و اصولاً آيا پدر و مادر مي توانند مسئوليت خويش را در قبال فرزندان ناديده گرفته و نسبت به آن بي تفاوت باشند؟ كريمه قرآني، سرپرست خانواده را از بي اعتنايي نسبت به سرنوشت خويش، همسر و فرزندان برحذر مي‌دارد و بر حفاظت و پاسداري از كيان فكري، مادي و معنوي آنان تأكيد مي ورزد: " يا ايها الذين آمنوا قوا أنفسكم و آهليكم ناراً وقودها الناس و الحجارة عليها ملائكة غلاظ  شداد لايعصون الله ما أمرهم و يفعلون ما يؤمرون [1] . اي ايمان آورندگان! خود و خانواده خويش را از آتشي كه هيزم آن انسانها و سنگهاست حفظ كنيد، آتشي كه فرشتگاني بر آن گمارده شده كه خشن و سخت گيرند و هرگز فرمان خدا را مخالفت نمي ورزند و مطابق دستور عمل مي كنند". 

بي ترديد؛ در رأس همه حراست ها و مواظبت ها_ كه بايد در خصوص خانواده و فرزندان به خرج داد _ حراست مادي و اقتصادي است، چرا كه درآمدهاي نامشروع بيشترين تأثير وضعي را بر نسل _ حاضر و آينده _ گذارده و روند حركت معنوي و حتي مادي نهاد خانواده را دچار بحران و دگرگوني مي سازد. عنايت لازم از سوي اركان خانواده براي تأمين نيازهاي خويش از طريق حلال و پاك، بزرگترين خدمتي است كه در حق فرزندان و نسل آينده صورت مي پذيرد.

اما از دگر سو؛ كسب روزي حلال و درآمد مشروع، به هيچوجه نبايد كرامت انساني را زير سؤال برده و فرد را محتاج مردم سازد. استغناء و بي نيازي از خلق، بزرگترين عطيه الهي در حقّ مؤمن است. هر گونه تلاشي در راستاي بي نيازي از مردم و استقلال مادي و شغلي مبارك و مطلوب است. از اين رو؛ در دعاي سحر ماه مبارك رمضان، از خداوند مي خواهيم: "خدايا! در اين سال، اين ماه، اين روز و اين ساعت، به من روزيي حلال و پاك عطا فرما، روزيي كه من را از تكلّف در برابر مردم براي كسب درآمد مشروع بي نياز سازد" [2].

در اين يادداشت پاياني، قبولي طاعات و عبادات شما خوانندگان عزيز را از خداي منّان آرزو كرده، و فرارسيدن عيد سعيد فطر را تبريك و شادباش مي‌گويم. 

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] - سوره تحريم، آيه 6.

[2] - أن ترزقني في عامي هذا و شهري هذا و يومي هذا و ساعتي هذه رزقاً تغنيني به عن تكلف ما في ايدي الناس من رزقك الحلال الطيب.

 

+ نوشته شده در  بیست و پنجم آبان 1385ساعت   توسط على اصغر عطاران طوسى  | 
 

برپايي دولت كريمه مهدوي، آرزوي امّت

 

در ميان انبوه آرزوها و آمال بشري، آنچه از همه متمايز است و ارزش خواستن، اصرار و پافشاري دارد، آرزوي برپايي حكومت صالحه و دولت كريمه مهدوي است. آرزويي كه هر صبح و شام به انتظار آن نشسته ايم و به پاي آن، كودكان به نوجواني، نوجوانان به جواني و جوانان به ميانسالي و ميانسالان به كهنسالي، پيري و فرتوتي راه يافتند و در آرزوي آن، عمر خويش را به پايان بردند.

افتخارآميز است؛ اين خواسته محوري كه در رأس خواسته هاي پيروان تمامي اديان آسماني قرار دارد و شيعه و سني، و مسلمان، مسيحي و بودايي نمي شناسد، جزو مهمترين تقاضاها و مطالباتِ روزه داران در ماه مبارك رمضان قرار بگيرد. در دعاي شريف افتتاح _ كه قرائتِ آن در شبهاي ماه مبارك رمضان، سفارش شده _ چنين مي خوانيم" اللهم إنّا نرغب اليك في دولة كريمة تعزّ بها الاسلام و اهله و تذلّ بها النفاق و اهله و تجعلنا فيها من الدعاة الي طاعتك و القادة الي سبيلك و ترزقنا بها كرامة الدنيا و الآخرة" خدايا! آرزويِ دولت كريمه را در سر داريم، دولتي كه زمينه سازِ عزّت اسلام و مسلمين، و ذلّت و خواريِ نفاق و منافقين باشد. خدايا! در اين دولت، ما را از مبلّغان و راهنمايانِ امّت به پيروي از دستوراتت و از سردمداران حركت در مسيرت قرار ده، و از رهگذرِ برپايي آن حكومت، كرامت دنيا و آخرت به ما عطا فرما.

در حقيقت؛ گرچه خواستِ امّت روزه دار بر برپايي حكومت صالحان _ كه برآيندِ آن، اقامه قسط و عدل  و رفع ظلم و بيدادگري در سرتاسر گيتي است _ تمركز يافته، ليكن در كنار اين تقاضاي محوري و كليدي، ايفاي نقش در آن دولت كريمه نيز مورد خواست جدّي است. به عبارت ديگر؛ تنها برپايي حكومتي عدل گستر، آرزوي آحاد امّت نيست بلكه حضوري فعّال و تأثير گذار در آن دولت از خداي متعال درخواست شده است. پر واضح است كه قرار گرفتنِ در سِلكِ داعيان و مبلّغان دستورات الهي، و نيز راهبران سلوك و حركت به سوي حضرت حق در آن دولت كريمه، نقشِ ناچيزي نيست كه در اين فراز دعا از خداوند متعال مي خواهيم.

به راستي! چگونه بر اين توفيق رباني شكر گذار باشيم كه به يكايك ما اين رخصت داده شده تا رهبري معنوي و فكري شهروندانِ حكومت مهدوي را بر عهده گيريم؟! آيا چنين تقاضايي بزرگ، نيازمندِ تأمّلي افزون، و تلاشي مضاعف نيست ! آيا بدون عزم و اراده راستين و قرار گرفتن در مسير اين اقيانوسِ روان و زلال، مي‌توان به چنين خواسته عظيمي دست يافت؟! قطعاً چنين نيست چرا كه خوب گفته اند: نابرده رنج، گنج ميسر نمي شود، مزد آن گرفت جانِ برادر كه كار كرد.

در اين آخرين ساعات و روزهاي ماه مبارك رمضان، قدري درنگ كنيم كه تا چه اندازه خويش و محيط زندگي و فعاليت خويش را براي حكومت جهاني مهدوي آماده و مهيا كرده ايم تا لااقلّ بتوانيم در آن دولت كريمه راه يافته و تنفس نماييم چه رسد به رهبري و داعيه داري امت به سوي نور و حقيقت؟! كداميك از آداب و اقتضائات يك انتظار حقيقي را تن داده ايم تا توقعِ راهيابي به حريم حكومت آن عدل گسترِ يگانه و بي همتا را داشته باشيم؟! كداميك از رفتارهاي روزمرّه امان با رفتارهايِ يك پيرو و رهرو تناسب و سنخيت داشته و دارد تا رضايت و خشنودي حضرتش را كسب نموده باشيم؟! عزيزِ خواننده! خواستن، توانستن است. و عاشق در مسير دستيابي به معشوق حقيقي سر از پا نشناخته و روز از شب تشخيص نمي دهد.

 

+ نوشته شده در  بیستم آبان 1385ساعت   توسط على اصغر عطاران طوسى  | 
 

آسايشِ و سعادت همه انسانها، آموزه رمضان

 

جلوه هاي زيباي رمضان، آنقدر متنوع و فراگير است كه به حدّ و حصر در نمي آيد. گويي تمامي زيبايي هاي معرفتي و هنرنمايي هاي مفهومي در سفره رمضان جمع گرديده است، از بذل عنايات و الطاف ويژه پروردگار با ضيافت و پذيرايي تمام عيارِ روزه داران گرفته تا ارائه و آموزش مفاهيم بلند معرفتي و  الگوهاي بي نظير رفتاري در حوزه هاي فرد و جامعه.

يكي از آموزه هاي راهبردي و كليدي اين ماه كه در لابلايِ اكثر ادعيه آن موج مي زند، تأكيد بر خواستِ جمعي و ارتقاء افق ديد از دايره خويش و محدوده نيازهاي فردي ، و به تعبير ديگر دل دريايي داشتن است.

دل دريايي؛ يعني پاك كردنِ زنگار دل از منيّت و كوتاه انديشي فردي و دنيوي، و وصل شدن به اقيانوس بيكران هستي.

دل دريايي؛ يعني خدمتِ بي دريغ به خلق خدا اعم از سياه و سفيد، ترك و بلوچ و فارس و عرب، شيعه و سني، زن و مرد، كوچك و بزرگ و هر كه بنده اوست.

دل دريايي؛ يعني طرح خواسته هاي جمعي و طلب كردن خوبيها و فضيلت ها از خالق بي نياز براي تمامي بندگان.

دل دريايي؛ يعني دغدغه همه خلق را داشتن و به انديشه صلاح و سعادت همه بودن.

در جمعِ ادعيه اين ماه، دعايي به چشم مي خورد كه پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله، قرائت آن به دنبال هر نماز را به روزه داران توصيه فرموده اند. فرازهاي اين مناجات ارزشمند و ذيقيمت، فرصتي استثنايي را فراروي من و تو براي بازنگري و اصلاح نگرش در تعامل با خلق خدا قرار مي دهد. عمده خواسته هايي كه در اين دعا از خداي متعال طلب مي شوند، عبارتند از: شادي و سرورِ تمامي اموات و آرميده گان زير خاك، بي نيازي همه فقرا و محرومان، سيريِ تمام گرسنگان، پوشاندن لباس بر تنِ تمامي برهنگان، تسويه و اداي دينِ تمامِ بدهكاران، گشايش مشكل و اندوهِ همه گرفتاران، بازگشتِ هر آواره و دور از وطن، آزادي تمامي اسيران دربند، شفاي تمام بيماران.

در حقيقت؛ ماه رمضان، بستري است براي خويشتن سازي و تجديد و بازنگري در ايده ها، فرصتي برايِ خانه تكاني جدّي در خواسته ها و آرزوها تا فراتر از خويش، بستگان و فاميل، دوستان و آشنايان، همشهريان، و هموطنان را ببيند و دلش براي همه بندگان خدا بتپد، به ياد همه باشد، در خواسته هايش آنها را بر خويش مقدم بدارد. اگر اين تحول در درون فرد رخ داد، آنگاه است كه آفاقي نو فرارويِ او گشوده شده، گشايشي فوق العاده در كارها صورت گرفته، همّت ها عالي گرديده، كينه ها زدوده شده،و آدمي از لاك خويش، و رفع نيازهاي فردي و خانوادگي خود خارج شده و در انتخاب اهداف و برنامه ها، مصالح جامعه و حلّ مشكلات خلق خدا را با تنوع گونه اي آنها پي مي گيرد و اين همان دل دريايي است كه ماه مبارك رمضان ، مروّج و پرچمدار اوست.

 

+ نوشته شده در  هفدهم آبان 1385ساعت   توسط على اصغر عطاران طوسى  | 
 

در سوگ ابر مرد عدالت

  

اگر بپذيريم كه هر حقيقتي داراي واحد سنجش و اندازه گيري است، بايد علي را واحد سنجش عدالت و حقيقت جويي دانست. پيامبر رحمت (ص) مي فرمود: " عليّ مع الحقّ و الحقّ مع علي يدور حيثما دار [1]" علي و حقّ در هم تنيده هستند، هرجا سخن، رفتار و يا موضع حقّي وجود داشته باشد، علي همانجاست.

او جز عدالت نمي‌انديشد، جز عدالت نمي‌گويد، جز عدالت نمي‌شنود، جز عدالت نمي‌خواهد، جز عدالت تصميم نمي‌گيرد و جز عدالت عمل نمي‌كند.

و اينك؛ نوبتِ رهروان علي فرا رسيده است، همانانكه در اين شب و روز، در سوگ آن ابرمرد نشسته اند. كمترين انتظار آن اسوه و الگوي بشري از پيرو‌ان خويش، بر دوش كشيدن اين رسالت مهمّ _ اجراي عدالت _ است. اما تحقق آن، نيازمند چند حركت بايسته و اصولي است.

1.  عدالت خواهي. تا يك عزم و اراده جدّي از سوي رهبران و دولتمردان نظام اسلامي همسو با قاطبه ملّت براي پياده سازي عدالت در تمامي زمينه هاي اجتماعي و حتي فردي صورت نگيرد، امكان اجراي آن، دور از ذهن به نظر مي آيد.

2.  عدالت پژوهي. ابعاد گوناگون و متنوع عدالت، بايد مورد جستاري وسيع و هدفمند قرار گرفته، پيش نيازها، درون دادها و برون دادهاي آن، مورد شناخت دقيق و موشكافانه واقع شده و مسير نهادينه سازي آن از طريق تبيين همه جانبه كاربردهاي آن در سيستم هاي گوناگون مديريتي كشور، مورد مطالعه و پژوهش كارشناسان و فرهيختگان علمي قرار گيرد، در غير اين صورت، هر حركتي عدالت خواه، شعارگرا و فاقد ارزش اصولي است.

3.  عدالت محوري. تا محور حركتها و جنبش هاي اجتماعي، عدالت نباشد و همگان به ويژه حاكمان بر محوريت آن در اداره امور جامعه و نقش برجسته و پيشروانه آن بر توسعه و آباداني كشور باور نداشته، تحقق فراگيرِ آن، دست نيافتني خواهد بود.

4.  عدالت گزيني. به كارگيري مديران و كارشناسانِ شايسته، عاشق و دلباخته عدالت در تمامي سطوح و لايه هاي ادارات و سازمانهاي حكومت، ضرورتي انكارناپذير در راستاي اجراي عدالت است. نگرش هاي تبعيض آميز و رفتارهاي دوگانه با مشتري و ارباب رجوع، رانت دهي و  پارتي سالاري از سوي كارگزاران نظام، بزرگترين مانع در مسير گسترش عدالت است.

5.  عدالت گستري. تا آحاد جامعه_ دوشادوش مسئولان و مديران كشور _ تن به اجراي عدالت در حوزه هاي فرد و جامعه نداده، و سكوت خويش را در برابر هر گونه ظلم و بي عدالتي نشكنند، بي ترديد؛ جريان عدالت خواهي، شكست خورده و حركتِ آن، كُند خواهد بود. پر واضح است اجراي دقيق عدالت، محدوديت هايي براي همگان به ويژه صاحبان قدرت و مُكنت اجتماعي به وجود خواهد آورد اما مقاومت و خستگي ناپذيري، حرف آخر را خواهد زد.

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] - بحارالانوار، ج38، ص29.

 

+ نوشته شده در  پانزدهم آبان 1385ساعت   توسط على اصغر عطاران طوسى  | 
 

مقدّرات را در شب قدر جدّي بگيريم

 

گر چه جايگاه شب قدر ، آنقدر عظيم و بزرگ است كه درك موقعيت آن نه تنها بر عموم بندگان، ميسور نيست كه قرآن كريم، سختي و دشواري درك آن را بر پيامبرش نيز با تعبير" و ما ادريك ما ليلة القدر " كه تو چه ميداني شب قدر، چيست؟ بيان نموده است. آري! ما چه مي دانيم كه شب قدر چيست؟ ولي اين، از وظيفه ما در قبال ارتقاي سطح دانش و آگاهي امان نسبت به اين شب عزيز نمي كاهد.

قَدْر در فرهنگ لغت، به مفهوم اندازه گيرى است. جميع فرقه هاي اسلامى اتفاق نظر دارند كه خداى متعال در شب قدر، حوادث و سرنوشت انسان ها را تا سال آتى مقدر و مشخص مى كند. قرآن كريم در توصيف اين شب مى فرمايد: " در اين شب مبارك هر حادثه و كارى كه بايد واقع شود از يكديگر مجزّا و مشخص مى شود [1]".

امام باقر عليه السلام نيز مي‌فرمايد: "در اين شب، هر چيزى تا شب قدرِ سال آينده مقدر مى‌شود، از خير و شر، اطاعت و گناه، ولادت و مرگ، و ررزق و روزى. هرچه در اين سال تقدير شود و خداوند بر آن حكم براند، حتمى است و مشيت الهي در آن خواهد بود[2]". البته در خصوص مقدّرات، توجه به دو نكته حائز اهميت است:

1.  گر چه در شب قدر، همه مقدرات بشر، نهايي مي‌شود ليكن چنانكه در روايات آمده است، انسان مي‌تواند مقدرات خويش را از طرقي همچون دعا و يا صدقه متحول ساخته و دچار دگرگوني كند.

2.  سرنوشت آدمى در شب قدر، الزاماً متناسب با خواست و تمايلات وي و به سود مادى و معنوى او  تمام نمى شود بلكه به مقدار زيادي، بستگى به همّت و تلاش او در شب قدر دارد. تا چه حدّ خود را بسازد و چه نوع تصميماتي را اتخاذ كند؟ اگر وجهه همت او، رشد معنوي و سعادت اخروي باشد، به يقين بدان خواهد رسيد و اگر روي نياز وي، دنيا باشد و آن را از خداى منان بخواهد، بى گمان بدان دست خواهد يافت.

بديهي‌است كه اگر هيچ تغييرى در خواسته و كرده انسان در شب قدر ايجاد نشود و يا شب زنده داري و عبادت پروردگار، جاي خويش را به استراحت و بي حالي دهد، و بدين ترتيب؛ اين فرصت بزرگ و حياتى از كف برود، بدون ترديد؛ سرنوشت او در سال آينده بر همين مبنا شكل خواهد گرفت. خواست و تلاش ما براي رقم زدن سالي خوش همراه با سعادت و خوشبختي، و نيز مشحون از رشد و پيشرفت معنوي، علمي و فرهنگي براي خويش، فرزندان و آحاد جامعه اسلامي در كنار امام منتظر حضرت ولي عصر عجّل الله تعالي فرجه، بهترين آرزو در شب قدر برآورد مي شود كه توفيق آنرا از خداي منّان خواستاريم.

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] - فيها يُفرقُ كلُّ امرٍ حكيم. سوره دخان، آيه 4.

[2] -  و يقدر في ليلة القدر كل شئ يكون في تلك السنة إلى مثلها من قابل من خير وشر و طاعة ومعصية ومولود وأجل و رزق، فما قدر في تلك السنة وقضى فهو المحتوم ولله عز وجل فيه المشية. وسائل الشيعه (آل البيت) ج10،ص351.

 

 

+ نوشته شده در  سیزدهم آبان 1385ساعت   توسط على اصغر عطاران طوسى  | 
 

ياري دين، گوهر نايابي كه به هر كس ندهند

 

در جمع ادعيه ويژه ماه مبارك رمضان، به دعايي از امام صادق عليه السلام بر مي‌خوريم  كه از روزه داران خواسته شده در شبهاي اين ماه شريف، آنرا زمزمه كنند. در اين دعاي كوتاه، چنين مي خوانيم: " و اجعلني ممن تنتصر به لدينك و لا تستبدل بي غيري [1] " خدايا ! مرا از كساني قرار ده كه دينت را به وسيله آنها ياري مي كني و براي انجام اين مهمّ، ديگران را جايگزينِ من مفرما .

نصرت دين الهي، از بزرگترين و ارزشمندترين توفيقات الهي است كه شامل حال بندگان مي شود  و البته هر كسي نيز از اين توفيق بزرگ بهره مند نخواهد شد. پيامبران الهي و اوصياي گرامي اسلام، همواره افتخارشان اين بوده است كه ياور و پشتيبان دين خدايند و مرارت ها، تلخي ها و حوادث ناگوار را بر جان خود تحمل مي‌كنند تا لحظه اي دست از ياري دين الهي برندارند. سرّ عظمت و بزرگ مرتبه ايِ ياران حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام نيز  _ كه تا جاودانگي تاريخ هست، نام و آوازه آنها نيز به بزرگي خواهد ماند _ در همين افتخارِ نصرت و ياري بي نظير آنان از وليّ خدا بوده است. و راز و رمزِ عظمت و رفعتِ جايگاه ملّت ايران در سطح بين الملل و به ويژه در ميان ملل محروم  و مسلمان جهان نيز، ناشي از همّت كم نظيرِ آنها در ياري فرزند رسولخدا(ص) يعني حضرت امام خميني (ره) بوده است. پيروزي هاي پياپيِ اين ملّت بزرگ در عرصه انقلاب اسلامي و دفاع مقدّس و... مرهون همين پايداري و نصرت بي دريغ آنان بوده است. خداي متعال نيز وعده فرموده كه: " اگر خدا را ياري كنيد، (او هم شما را تنها نخواهد گذارد ) و دست ياري خويش را پشت سر شما خواهد داشت و گامهايتان را استوار مي‌سازد " [2].

اما آنچه در فراز پايانيِ اين دعاي شريف به چشم مي خورد، خواسته اي است فراتر از توفيق براي ياريِ دين، كه همگان خواهان آن هستيم و در صدد تحقق بخشيِ آن گام بر مي داريم. در اين قطعه از خدا مي خواهيم كه نه تنها ما را موفق به ياري و نصرت دينش بگرداند كه ديگران_ اعمّ از امّت ها و يا آحاد مردم _  را نيز جايگزين ما قرار ندهد.

مفهوم اين خواسته مهمّ، آنست كه انحصار طلبي و بخل ورزي گرچه در فرهنگ دين، مذموم و ناپسند است ولي از آنجا كه نصرت دين خدا، گوهر نايابي است كه نصيب هر كسي نشده و مدال شرفي است كه بر گردن هر فردي آويز نخواهد شد، فضا براي رقابت سالم و مسابقه نفس گير با حريفان باز است و هر كس نه تنها مي تواند و بايد از خداي متعال اين توفيق را بخواهد كه در مقام عمل نيز، شايسته است با تلاش و كوشش طاقت فرساي خويش، توفيق ياري و خدمت رساني را از آنِ خود ساخته و عرصه را براي حضور قويّ و پر انگيزه خود فراهم نموده و از آن پاسداري و حفاظت كند تا اين مدال پر افتخار همواره بر گردن او بماند و از او باز پس گرفته نشود.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] - وسائل الشيعة، ج7، ص138.

[2] - إن تنصروا الله ينصركم و يثبّت أقدامكم.

 

+ نوشته شده در  یازدهم آبان 1385ساعت   توسط على اصغر عطاران طوسى  | 
 

سخاوتمندي، لازمه گريز ناپذيرِ جامعه ايماني

 

در ايام فرخنده ميلاد كريم اهل بيت حضرت امام حسن مجتبي عليه السلام، سخن از سيره والاي آن حضرت، حكيمانه و مورد انتظار است. در جمع سيره رفتاري آن امام همام، سخاوتمندي و كريم خويي او، جلوه بيشتري دارد. مجامع روايي شيعه و سنّي در وصف آن حضرت گفته اند كه او دوبار همه دارايي خويش و سه بار نصف اموالش را در راه خدا انفاق نمود به گونه اي كه حتي يك نعلين و يك چكمه خويش را احسان مي‌كرد و ديگري را براي خويش نگاه مي‌داشت[1].

در حوزه خصلت هاي بشري، كمتر ويژگي به ارزشمندي و برجستگي سخاوت مي‌رسد. بهشت، را منزلگاه سخاوتمندان خوانده اند. پيامبر گرامي اسلام(ص) اسيري را كه در آستانه اعدام بود، بنا به دستور جبرئيل از پيشگاه پروردگار، به دليل طبع سخاوتمندانه اش عفو نمود و بخشيد.امام صادق عليه السلام از اول شب تا صبح به طواف بيت الله پرداخت در حاليكه فقط از خداي متعال دوري از بخل را طلب مي كرد. از حضرتش پرسيدند: چگونه است كه شما در اين مدّت طولاني تنها همين يك خواسته را از خداي متعال درخواست داشتيد؟ مي‌فرمود: زيرا هيچ خصلتي به زشتي بخل ورزي نيست. خداي متعال مي فرمايد: آنكه هنر كند و خويش را از بخل دور بدارد، از گروه رستگاران به شمار مي آيد[2].

به هر تقدير؛ آنچه در فضاي معنوي و ملكوتي ماه مبارك رمضان مي توان گفت، ضرورت بازنگري در بافت فكري و نگرش هاي فردي و اجتماعي خويش است. اگر بر حسب روايات، ايمان با بخل قابل جمع نيست، مفهوم آن، فاصله قابل توجهِ بخش ها و لايه هايي از جامعه كنوني، از ايمان حقيقي است، فاصله اي كه در يك جامعه اسلامي بسيار مخاطره آميز است چرا كه ايمان، اساس دينداري و اسلام محوري است.يك حركت فراگير براي فرهنگ سازي سخاوت در سطوح گوناگون جامعه ديني مي تواند، بخشي از اين فاصله را كم و كوتاه سازد.

اگر در ادارات و مراكز دولتي، بسياري از هزينه هاي گزاف و غير قابل توجيه _ كه عمدتاً صرف تزيينات و تغيير دكوراسيون ها مي شود_ كاهش يابد و فرهنگ خانواده هاي ايماني نيز از مصرف گرايي به سوي قناعت محوري تغيير جهت دهد، به يقين مجال و فرصتي استثنايي براي سخاوت گستري و شريك سازيِ ديگران در خوشي ها و لذّت هايمان فراهم خواهد آمد. چه بسيار لوازم زندگي بدون مصرف، و يا سرمايه هاي سرگردان كه مي توانند اندوه ها و غصهّ هايي را مرتفع سازند و فضايي از شادابي و خوشي را براي خانواده ها به ارمغان آورند. به راستي! ناپسند است براي جامعه ديني كه طيفي بهره مند از تمامي امكانات و تسهيلات وجود داشته باشند و دسته اي ديگر، از حداقلّهاي يك زندگي اجتماعي محروم باشند.

تصميم و اراده من و تو عزيز روزه دار در اين ماه عزيز، مي تواند شوكي بزرگ به جامعه وارد سازد و همگان را از خواب گران بيدار سازد.حميّت ايماني ما، حكم مي‌كند كه از وضعيت همسايگان، بستگان، دوستان و حتي ديگر شهروندان باخبر باشيم و هر يك با سخاوتمندي خويش، و احسان و نيكيِ در خور، سهمي در كاهش فشارها و نگراني هاي موجود در ميان اقشار آسيب پذير جامعه داشته باشيم گرچه سهم حكومت در حلّ اين مهمّ، اساسي و بي همتاست.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] - خرجَ الحسنُ (ع) من ماله مرّتين و قاسم لله ماله ثلاث مرّات حتّى انه كان يعطى نعلاً و يمسك نعلاً و يعطى خفاً و يمسك خفاً. بحار الانوار، ج3، ص339.

[2] - عَنِ الْفَضْلِ بْنِ أَبِي قُرَّةَ قَالَ رَأَيْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَطُوفُ مِنْ أَوَّلِ اللَّيْلِ إِلَى الصَّبَاحِ وَ هُوَ يَقُولُ اللَّهُمَّ قِنِي شُحَّ نَفْسِي فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا سَمِعْتُكَ تَدْعُو بِغَيْرِ هَذَا الدُّعَاءِ قَالَ وَ أَيُّ شَيْ‏ءٍ أَشَدُّ مِنْ شُحِّ النَّفْسِ إِنَّ اللَّهَ يَقُولُ وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ. بحارالانوار، ج70، ص301.

 

+ نوشته شده در  نهم آبان 1385ساعت   توسط على اصغر عطاران طوسى  | 

 

انسان سازي، حكمتِ رمضان

 

روزه حقيقي، روزه اي است كه در عمق جان نفوذ كرده و تنها در امساك عضوي كوچك از بدن _ يعني زبان_ خلاصه نمي شود. روزه اي كه در آن، هيچ دگرگوني در انديشه ها و باورها، رفتارها و رويّه ها صورت نگيرد، روزه نيست. و رمضاني كه در آن، تمامي اعضا و جوارح روزه نباشند و تنها به امساك طعام و شراب بسنده شود، رمضان نيست.

در واقع؛ مأموريت اصلي روزه دار در ماه ضيافت الهي، دوري از تمامي تعلقات و خواهش هاي نفساني است نه پرهيز از خوردن و آشاميدن. امير مؤمنان على عليه السلام مي‌فرمايد:" چه بسا روزه‏دارى كه از روزه‏اش جز گرسنگى و تشنگى بهره‏اى نمي‌برد "[1].

اجحاف و بي انصافي است در حقّ اين ماه بزرگ كه تنها دهانِ خويش را از خوردني ها و آشاميدني ها محروم سازيم و روحيات، خلق و خو، و منش و رفتارمان دست نخورده بماند و در آنها تجديد نظري صورت نگرفته و همچون ديگر ماهها به سلوك رفتاري و گفتاري خويش ادامه دهيم. امام صادق عليه السلام مي فرمايد: " آنگاه كه روزه مى‏گيرى بايد چشم و گوش و مو و پوست تو نيز روزه‏دار باشند" [2].

آيا حيف نيست چنين فرصتي _ كه از ابعاد گوناگون براي خودسازي آماده است _ را غنيمت نشمرده و گامي نو در مسير زندگاني و حيات خويش برنداريم؟!

عزيز خواننده! جوان  و نوجوان گرامي! محروم، آن نيست كه دستش به روي انواع طعام و پوشاك بسته است و در تأمين مايحتاج خود و فرزندانش ناكام  و شكست خورده باشد. محروم،كسي نيست كه با عرق جبين و كدّ يمين، قرصي نان حلال براي زن و بچه خويش به خانه مي آورد و با لذّتي توصيف ناپذير، روزه خويش را در كنار آنان افطار مي نمايد.محروم آنست كه از جلوه هاي زيباي اين ماه شريف و از رحمت هاي بيكران الهي در اين سي روز بي بهره ماند. محروم آنست كه هشدارها و زنگ خطرهاي فراروي خويش را – كه هان اي فرزند آدم! قيامت در راه است و تو براي پرستش پروردگار آفريده شدي، تو براي انديشيدن و پيمودن مسير صلاح، رشد و پيشرفت، خلق شده اي نه براي خوشگذراني و زندگيِ حيواني _ جدّي نگيرد و بر بندگي شيطان و هواي نفس پافشاري نمايد. و در نهايت؛ به تعبير پيامبر گرامي اسلام(ص) شقاوتمند و محروم از سعادت، كسي است كه غفران الهي در اين ماه شامل حال او نگردد و سايه رحمت و عفو الهي بر وجود او گسترده نشود[3].

به هر تقدير؛ شب هاي قدر _ بهترين شبهاي سال _ در اختيار من و توست. زيرك، كسي است كه در عين كوتاهي و كم كاري، و با همه گناهكاري و زشت كرداري، دستان خويش را به سوي پروردگار رحيم دراز كرده و اشك ندامت ريخته و با تمام وجود از وي طلب مغفرت نموده و همراه با امامان معصوم عليهم السلام، اين فراز را زمزمه كند كه : "اللهمّ إن لم تكن غفرتََ لنا في ما مضي من هذاالشهر، فاغفر لنا فيما بقي منه [4] " خدايا! اگر تا كنون _ از ابتدا تا حال رمضان _ ما را نبخشيدي، پس در روزهاي باقيمانده اين ماه، ما را ببخش.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] - كم من صائم ليس له من صيامه الا الجوع و الظما. نهج البلاغه، حكمت 145 .

 [2] - اذا صمت فليصم سمعك و بصرك و شعرك و جلدك. الكافى ج 4 ، ص 87، ح 1.

[3] - فان الشقى من حرم غفران الله فى هذا الشهر العظيم. خطبه شعبانيه

[4] - از ادعيه ماه مبارك رمضان

 

+ نوشته شده در  هشتم آبان 1385ساعت   توسط على اصغر عطاران طوسى  | 
 

خواسته هاي اساسي بندگان در ماه خدا

 

ماه صيام، ماه حاجت طلبي و نياز خواهي است. ماه تضرّع و التماس از درگاه حضرت حقّ است. امّا هيچ مي دانيم  چه بخواهيم و چگونه بطلبيم؟

با تأمّل و درنگ در ادعيه رسيده از امامان معصوم عليهم السلام _كه در كتاب شريف مفاتيح الجنان آمده است _ جايگاه هر خواسته و درصدِ ضرورت  عطف توجه به هر يك را در مي يابيم.

صلوات بر محمد و آل محمد/فراوان.

غفران و بخشش گناهان/22 بار.

وسعت رزق/19.

عافيت و سلامتي/18.

حج بيت الله الحرام/17.

طول عمر/7.

و اداي امانت/6بار.

از مجموع اين تأكيدات و درصد فراواني هر يك، راه و رسم خواستن و نوع و ماهيت خواسته ها در ايام رمضان، به بندگان آموزش داده شده است. با هم  قدري بر خواسته هاي  ياد شده تأمّل كنيم.

درود و صلوات بر محمد و آل محمد: آنچه امت اسلامي داشته و دارد از بركت وجود پيامبر گرامي اسلام و اهل بيت مطهرّش بوده و هست. ايمان و دينداري، عزّت و افتخار، پايداري و مقاومت، وارستگي و  سلامت اخلاقي، پيوستگي و همبستگي، ظلم ستيزي و عدالت خواهي تنها بخشي از دستآوردهاي عظيم نبوت و امامت است. و ما از رهگذرِ تأسّي به پيامبر اعظم (ص) و اهل بيت گرامي اش(ع) به چنين نتايج و دستآوردهاي بزرگ و پر افتخاري دست يافته ايم. درود و سلام بيكران ما بر اين خاندان بي نظير، قدري از وظيفه سپاسگزاري در برابر خدمات آنان به امّت اسلامي را پوشش خواهد داد.

عفو خواهي و استغفار: بدون ترديد؛ بنده به اقتضاي بندگي اش، در كنار كاركردهاي مثبت و  قابل دفاعش، پاره اي نابهنجاري ها و رفتارهاي زشت و نامناسب را از خويش بروز داده است. پاكسازي و پيرايش باطن از اين آلودگي هاي اخلاقي و رفتاري نيازمند بازگشت و توبه است. ماه رمضان بهترين فرصت براي بازگشت و پاكسازي است.

توسعه رفاه مادي و رشد معنوي: از امتيازات دين مبين اسلام، توجه به رفاه و آسايش شهروندان و اهتمام شايسته به اين نياز واقعي بشر در كنار تكيه بر اصول و ارزشهاي ديني و اخلاقي است. اسلام با فقر و محروميت مبارزه كرده زيرا بر اين باور است كه فقر، آدمي را تا پاي كفر ورزيدن و پشت پا زدن به تمامي اصول و  باورهاي ديني و اعتقادي پيش مي برد. از اين رو، خانه وسيع، مركب مناسب و... از  خوشبختي هاي فرد شمرده شده است.

عافيت و تندرستي: سلامتي آدمي، رمز موفقيت و كارآمدي وي در حيات فردي و اجتماعي است. انسان عليل و دردمند و يا برخوردار از امراض روحي، هرگز توفيق راهيابي به كمالات بشري را نخواهد يافت.

حجّ بيت الله الحرام: از مهمترين خواسته هاي فرد روزه دار در اين ماه شريف، توفيق شرفيابي به خانه دوست _ بيت الله الحرام _ مي باشد. تجربه ثابت كرده، پافشاري فرد بر اين خواسته به ويژه در ليالي مباركه قدر، وي را در همان سال راهي آن بيت شريف خواهد كرد.

طول عمر با بركت: بهره گيري دقيق از گذران عمر، خواسته كليدي دين است. از همين روست كه بر استفاده درست از فرصت جواني و برنامه ريزي دقيق براي ساعات عمر، سفارش أكيد شده و طول عمر با بركت، در جمع خواسته هاي بندگان در ماه مبارك رمضان قرار گرفته است.

اداي امانت و دين: رعايتِ حقوق ديگران در قالب اداي ديون و نيز حفظ و نگهداري امانت آنان ، آنقدر در نگاه دين پر اهميت است كه جزو مهمترين خواسته ها در اين ماه قرار گرفته است.

 

 

+ نوشته شده در  پنجم آبان 1385ساعت   توسط على اصغر عطاران طوسى  | 
 

مرواريدِ اشك و صفاي دل

 

قطره اشك، مرواريدي است در درياي پر تلاطم دل. زلالي  است در متن آبراهِ راكدِ وجود. ارزشمندي آن در اين است كه آتش غضبِ برآمده از بابت گناه و معصيتِ بنده را مي شويد و مسير توبه و بازگشت را روان و جاري مي سازد.

گوهر اشك، كيميايي است ناياب و ترنّمي است عاشقانه كه به هر كس ندهند. بايد عاشق شد تا بلكه اشك، به حريم چشم راه يابد.

در عجبم آنكه اشك و آه ندارد، پس چه دارد؟ آنكه ناله و تضرع ندارد، چگونه غم را از نهانخانه دل بيرون مي كند؟ و آنكه سوز و گداز ندارد، چگونه طوفانِ دل را آرام مي سازد؟

درد نهان، و دغدغه سراي قبر و قيامت، بي درنگ، اشك را بر آدمي تحميل مي كند.

امام سجاد عليه السلام در دعاي شريف ابوحمزه مي گويد: " پروردگار من ! چرا نگريم در صورتى كه نمى‏دانم به كجا خواهم رفت؟!  و مى‏بينم نفسم با من خدعه و نيرنگ كرده و روزگار با من مكر مى‏ورزد در حالى كه عُقابِ مرگ بر سرم پر و بال گشوده است. پس چرا نگريم؟! مى‏گريم بر لحظه جان دادنم، مى‏گريم بر تاريكى سراي قبرم، مى‏گريم بر تنگى آرامگاه ابدي‌ام، مى‏گريم در هراس از سؤال منكر و نكير، و مى‏گريم بر آن حالتى كه از قبر برهنه و خوار و ذليل بيرون آمده و بار سنگين اعمالم را بر پشت گرفته‏ام [1].

اشك، دوست داشتني ترين ارمغان بنده است به محضر دوست. در روايت از امام باقر عليه السلام است كه: " هيچ قطره اي دوست داشتني تر از اشك مؤمن در دل شب كه تنها بخاطر خوف از پروردگار ريخته شده باشد، نيست " [2].

سر خوشانرا نيست جامي خوشتر از ميناي اشك

نيست زيباتر مرا از قطره زيباي اشك

تا غبار غم نگيرد دامن دل از كسي

كي نشيند لاجرم بر ساحل درياي اشك

مي برد زنگار غم از ساحت دلهاي پاك

موج جانبخش و صفاي لؤلؤ لالاي اشك

آري! قطره اشكي در سحرگاه رمضان همراه با زمزمه دلنشينِ دعاي سحر، آنقدر در ايجاد صفاي باطن، و ندامت و پشيماني نسبت به گذشته، مؤثر است كه آينده من و تو عزيزِ خواننده را دچار تحول خواهد كرد.

آيا نمي‌خواهيم از فرصت زيباي رمضان بهره گرفته و وجود سرتا پا گناه خويش را با گلاب ناب اشك، شستشو دهيم؟

به آنانكه در تب و تابِ تقديم قطره اي اشك به درگاه پروردگارند و از خشكي چشمان خويش نالانند، تأمل در اين سخن والاي امير مؤمنان علي عليه السلام را توصيه مي كنم كه: " اشك چشم، خشك نمي شود مگر بخاطر قساوت قلب. و دل، قسيّ و سخت پذير ( در برابر حقايق ) نمي شود مگر بخاطر زيادي گناهان "[3] .

آري گناه، بنياد اشك و آه را بر باد داده و صفحه دل را سياه مي سازد. براي درمانِ خشك چشمي، گريزي از پايان بخشيدن به دوره آلودگي و  سياه كاري وجود ندارد. 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] - وَ مَا لِي لاَ أَبْكِي وَ لاَ أَدْرِي إِلَى مَا يَكُونُ مَصِيرِي‏ وَ أَرَى نَفْسِي تُخَادِعُنِي وَ أَيَّامِي تُخَاتِلُنِي وَ قَدْ خَفَقَتْ عِنْدَ (فَوْقَ) رَأْسِي أَجْنِحَةُ الْمَوْتِ‏ َمَا لِي لاَ أَبْكِي أَبْكِي لِخُرُوجِ نَفْسِي أَبْكِي لِظُلْمَةِ قَبْرِي أَبْكِي لِضِيقِ لَحْدِي أَبْكِي لِسُؤَالِ مُنْكَرٍ وَ نَكِيرٍ إِيَّايَ أَبْكِي لِخُرُوجِي مِنْ قَبْرِي عُرْيَاناً ذَلِيلاً حَامِلاً ثِقْلِي عَلَى ظَهْرِي.

[2] - ما من قطرة أحبّ الي الله عزّ وجلّ من قطرة دموع في سواد الليل مخافة من الله لايراد بها غيره. كافي، جلد 2، صفحه 482، حديث3.

[3] - ما جفت الدموع الا لقسوة القلوب و ما قست القلوب الا لكثرة الذنوب. وسائل الشيعة، جلد 16، صفحه45.

 

 

+ نوشته شده در  دوم آبان 1385ساعت   توسط على اصغر عطاران طوسى  | 

 

  

 

 

عيد فطر

 

برآيند يك ماه خويشتن دارى

 

 

عيد آمد و عيد آمد، وان بخت سعيد آمد. برگير و دهل مي زن، کان ماه پديد آمد

 

 

امت اسلامي در اين روزها، در آستانه عيدي بزرگ قرار دارد، عيد فرخنده‌اي كه همچون ساير اعياد اسلامي، از عظمت و شكوهي خاص برخوردار است و شور و نشاطي ويژه به آحاد جامعه مي‌بخشد، گرچه در اين عيد، مؤلّفه هايي _كه آنرا از ديگر جشنها و اعياد متمايز مي سازد_ نيز وجود دارد. آن مؤلّفه ها عبارتند از:

 

1. ويژه نيكوكاران

گرچه با فرارسيدنِ عيد سعيد فطر، موجي از سرور و شادماني، جهان اسلام را در برمي گيرد و امّت مسلمان فرارسيدن آن را به يكديگر تبريك مي‌گويند،ليكن شايان ذكر است كه عيد واقعي فطر از آنِ نيكوكاران و روزه داران است، و مجرمان و گناهكاران جز ندامت و پشيماني، فرجامي ندارند. امير مؤمنان حضرت علي عليه السلام در خطبه روز عيد خطاب به روزه داران چنين مي فرمايد: " اى مردم! اين روز، روزى است كه نيكوكاران در آن پاداش مى‏گيرند و زيانكاران و تبهكاران در آن مأيوس و نااميد مى‏گردند"[1].

 

2. يادآور رستاخيز

آنچه در اين مناسبت فرخنده و در عين حال معنوي، جلب توجه مي كند، شباهت اين روز شريف به روز واپسين است. امام علي (ع) مي‌فرمايد: " اين روز، شباهت فراواني به روز قيامت دارد، پس با خروج از منازل و رهسپاري به جايگاه نمازعيد، خروج از قبرها و رفتن به سوى پروردگارتان را به ياد آوريد، و با ايستادن در جايگاه نماز، ايستادن در برابر پروردگارتان را به ياد آوريد،  و با بازگشت ‏به سوى منازل خود، بازگشتتان به سوى منازلتان در بهشت ‏برين را متذكر شويد"[2].

 

3. زيربنايِ فردايي روشن

برآيند تلاش و كوشش روزه داران در ظرف مدّت سي روز، و امساك آنان از خوردن طعام و شراب _ در نازلترين سطح خود _ پاكي و پيرايش جان و تن از آلودگي ها و لغزشها، و آمرزش و غفران گناهان است. اما وظيفه مؤمن از اين پس، بسي مهم و سرنوشت ساز است، چرا كه تنها اوست كه بايد رفتار و گفتار و بلكه نيّات خويش را براي آغاز يك حركت نوين، و  جبران گذشته تاريك و مبهم خويش، مورد بازنگري و تجديد نظر قرار دهد. امام علي عليه السلام در ادامه خطبه روز عيد سعيد فطر، چنين مي فرمايد: " اى بندگان خدا! كمترين چيزى كه به زنان و مردان روزه ‏دار اعطا مى‏شود، اين است كه فرشته‏اى در آخرين روز ماه رمضان به آنان ندا مى‏دهد، هان! اى بندگان خدا بشارتتان باد كه گناهان گذشته ‏شما آمرزيده شد، پس در اين انديشه باشيد كه بقيه عمر را چگونه سپري مي‌كنيد"[3] .

تصميم و عزم شما عزيزان روزه دار، مي تواند آينده اي روشن را برايتان رقم بزند، آينده اي كه از تمامي فرصتهاي عمر، بهره شايسته برده و از لحظه لحظه آن براي سوقِ جامعه و خويش به سوي هدايت الهي و معرفت ايماني، استفاده گردد. پالايش سي روزه و پاكي و صفاي موجود پس از سپري كردن ليالي مباركه قدر، اين جرأت را به من و شما مي‌دهد تا با يك برنامه جامع و منطقي، نه تنها سلامت و نزاهتِ يك سال ديگرمان را تضمين كنيم كه تا پايان عمر، مسير تكامل، صلاح و سعادت را دنبال كرده و از آن تخطي نكنيم. پس تا دير نشده و آلودگي ها، و هوا و هوس هاي معمول، زمين گيرمان نساخته، عزم خويش را براي يك مبارزه طولاني با شيطان نفس، و پيروي از دستورات الهي جزم كنيم. به اميد موفقيت



[1] - خطب اميرالمومنين على بن ابى طالب عليه السلام يوم الفطر فقال: ايها الناس! ان يومكم هذا يوم يثاب فيه المحسنون و يخسر فيه المبطلون وهو اشبه بيوم قيامكم، فاذكروا بخروجكم من منازلكم الى مصلاكم خروجكم من الاجداث الى ربكم واذكروا بوقوفكم فى مصلاكم و وقوفكم بين يدى ربكم، واذكروا برجوعكم الى منازلكم، رجوعكم الى منازلكم فى الجنه. عباد الله! ان ادنى ما للصائمين والصائمات ان يناديهم ملك فى آخر يوم من شهر رمضان، ابشروا عباد الله فقد غفر لكم ما سلف من ذنوبكم فانظروا كيف تكونون فيما تستانفون، ميزان الحكمة،ج 7،ص131به نقل از تنبيه الخواطر 2/157.

[2] - همان.

[3] - همان.

 

+ نوشته شده در  بیست و نهم مهر 1385ساعت   توسط على اصغر عطاران طوسى  | 

 

 

 

دفاع از مظلوم، ره آورد بزرگ رمضان

 

 

گوهر ناب دين، براي يكايك انسانها ارزش و حرمت قائل است و بي توجهي به حقوق اجتماعي و شهروندي را بزرگترين سدّ فرارويِ حركت و پيشرفت جامعه بشري مي داند. از دگر سو؛ حساسيت و هوشمندي امّت، در برابر حوادث و توطئه‌هاي پيرامون خويش، موردِخواست جدّيِ رهبران ديني قرار گرفته است. بني آدم اعضاي يكديگرند، كه در آفرينش زيك گوهرند،چو عضوي به درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار.

آنان، نه تنها مردم را به بيداري و هوشياري در قبال چنين اتفاقات و رخدادهايي سفارش كرده اند كه خود، پيشگامِ اين حركت بوده اند. وجود دغدغه در خصوص رفتارهاي فردي و تحولات اجتماعي كه به نوعي ظلم و نابرابري را بر انسانها تحميل مي كند، مشخصّه اصلي و مشتركِ اولياي الهي به ويژه شهيد اين ماه _ علي بن ابي طالب(ع) _ است. در دوره حكومتش، هنگامي كه مي شنود دشمن، خلخال از پاي زن يهودي _ كه در امان مسلمين بوده _ بيرون آورده، به شدت مي گريد و مي‌گويد: اگر مسلماني بر اين مصيبت جان دهد تا نظاره گر بي‌‏حرمتي به يك زن بي پناه نباشد، سزاوار است.

و اين سخن آن امام مظلوم است كه مي فرمايد: " هرگز امتي پاك و آراسته نگردد اگر ناتوانان و ضعيفان نتوانند بدون ‏لكنت‌زبان و نگراني، حق خود را از قدرتمندان و زورگويان بگيرند" [1].

رمز مانايي، عزّت و عظمت مسلمانان، و نيز سرّ گرايش روزافزون جوانان و نوجوانان به آموزه هاي اسلامي در سراسر جهان، در روح ظلم ستيزي و مظلوم ياريِ آنان_ كه برگرفته از آموزه هاي اصيل ديني مي‌باشد _ است. و همين مشخصه، دشمنان مستكبر و زورگو را به كُرنش در برابر عظمت اسلام و مسلمين واداشته است.

امروز ملّت مظلوم فلسطين، دست نياز به طرف من و تو دراز كرده است. ماه مبارك رمضان و تعاليم روحبخش اسلامي به ما چنين آموخته است كه سر تعظيم در برابر هيچ زورگو و مستكبري فرود نياورده و نداي مظلوم را جدّي گرفته و لبيك گوييم. مگر اين سخن پيامبر اعظم (ص) نيست كه بارها از زبان سخنوران شنيده ايم: " من سمع رجلاً ينادي يا للمسلمين فلم يجبه فليس بمسلم[2] " كسي كه فرياد اغاثه و دادرسي مظلومي را بشنود و پاسخ ندهد، مسلمان نيست .و يا در سخني ديگر مي‌فرمايد: " كسي كه شب را به صبح رساند و  به امور مسلمانان اهتمام نورزد، از آنها شمرده نمى‏شود" [3].

از نگاه آن حضرت، مسلماني كه دغدغهِ همنوعانِ خويش را نداشته باشد، نمي توان مسلمان ناميد و در حقيقت از دايره اسلام خارج است.اين موضع گيري بجا و اصولي از سوي پيامبر رحمت، حكايت از جايگاه والاي انسان در مفاهيم ديني دارد. افتخار دين مبين اسلام است كه هر جا ظلم و بي عدالتي باشد، دين در كنار مظلوم ايستاده و او را قوّه و توان مي بخشد تا در برابر ظالم، مقاومت و پايداري كند.

به هر تقدير؛ اتحاد و همبستگي امتها به ويژه ملّت غيور ايران در برابر كيان غاصب صهيونيست _ به عنوان سركرده ظلم و تعدّي به حقوق ملتها_ از مصاديق بارز لبيك گويي به نداي پيامبر مكرم اسلام حضرت ختمي مرتبت (ص) و تأسي به سيره مولاي متقيان امير مؤمنان علي(ع) است. اسلاميّت امّت، اقتضا مي كند كه در برابر ستم و تجاوز رژيم نژاد پرست اسرائيل به حقوق و سرزمين مسلمانان، ساكت ننشسته و با حضور گرم و فشرده خويش در راهپيمايي باشكوه روز قدس _ كه توشه اي رحماني از سوي اين ماه شريف است و همگان توفيق دريافت آن را نخواهند داشت_  شركت جويند.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] - لن تقدس امه لايؤخذ للضعيف فيها حَقَّهُ من القوي غيرُ متتعتع. بحارالانوار، ج33، ص608.

[2] -  وسائل الشيعة، ج 15، ص141.

[3] - من أصبح و لم يهتمّ بامور المسلمين فليس منهم. كافى، ج‏2،ص‏163.

 

 

+ نوشته شده در  بیست و چهارم مهر 1385ساعت   توسط على اصغر عطاران طوسى  | 

 

پيوند جاودانه علي و شب قدر

 

 

هيچ انديشيدي كه چرا نام مرد عدالت، امير مؤمنان علي عليه السلام با شب قدر پيوند خورده است؟ هيچ تأمّل كرده اي چرا از حدود هزار و چهار صد سال پيش، همه ساله امّت رسول الله همپاي اشك و آه بر حال زارِ خويش در ليالي مباركه قدر، بر مظلوميت علي نيز گريسته و تا برپايي رستاخيز اعظم نيز خواهد گريست؟

به راستي! آيا مي‌توان گره خوردنِ شب هاي احتمالي قدر _ يعني نوزدهم، بيست و يكم، و بيست و سوم _ را با علي عليه السلام تصادفي دانست ؟ و آيا مي توان پذيرفت كه بر اساس يك صُدفه، شب نوزدهم، شب ضربت خوردن علي (ع) و شب بيست و يكم، شب شهادت آن حضرت، و شب بيست وسوّم، شب سوّم قتل آن امام معصوم قرار گرفته است؟!

پاسخ آن، پر واضح است چرا كه؛ دوست و دشمن، خوب مي‌دانند علي بن ابي طالب عليه السلام كه بود و چه كرد؟! او در تمامي خصلت هاي بشري بي همتا بود و سجاياي اخلاقي و شيوه هاي رفتاري او در حوزه مسائل فردي و اجتماعي، درس آموز تاريخ بود. در عدالت گستري، از ستم به موري نيز دريغ مي ورزيد. در عبادت و راز و نياز با پروردگار، هنوز نخلستان هاي شهر كوفه، طنين مناجات شبانه او را به خاطر دارد. در يتيم نوازي، كوچه پس كوچه هاي شهر كوفه، بهترين شاهد صدق گام هاي كوتاه و آرام او در نقش مردي ناشناس است. در شجاعت، هنوز دلاوري و قاطعيتش، آويزه گوش مجرمان و متجاوزان به حقوق امّت است، و در فصاحت و بلاغت هنوز خطبه هاي نهج البلاغه اش بي بديل و منحصر به فرد است. بي شك؛ حقِّ بزرگ مردي همچون او را جز گره خوردن ولادت وي با خانه خدا، و شهادت وي با شب قدر _  كه در بزرگترين شب سال و در ارزشمندترين ماه سال قرار گرفته _ ادا نخواهد كرد. شايسته عدالت مردي همچون اوست كه مؤمنان در فراق او در شب قدر، پا به پاي گريه و ناله بر مصائب و خطاهاي خويش، بگريند.

به هر تقدير، آنچه اتفاق افتاده، تقارن هر سه شب _ كه احتمال قدر بودنِ آنها از ديگر شبهاي سال بيشتر است_ با مناسبت هايي حول محور علي بن ابيطالب، مي باشد.

از پيامبر گرامي اسلام  (ص) بشنويم كه در بياني مي فرمايند: " برتري علي بن ابي طالب بر اين امّت، همانند برتري ماه مبارك رمضان بر ديگر ماههاست. برتري علي بن ابي طالب بر اين امّت، همچون فضيلت شب قدر بر ديگر شبهاي سال است. برتري علي بن ابي طالب بر اين امت، مانند برتري شب جمعه بر ساير شبهاي هفته است. پس خوشا بحال كسي كه به او ايمان آورد و ولايتش را تصديق كند، و واي بر كسي كه منكر وي و حقانيت وي گردد. بر خداست كه چنين كسي را از شفاعت پيامبرش (ص) در روز قيامت، محروم گرداند"[1] . 

آري! اگر او برترينِ امّت است، حقّ اوست كه در برترين شب و برترين ماه سال به شهادت نائل آيد. همين پيوند، موجب گشته تا همه ساله، روزه داران در شبهاي قدر، به ياد عدالت، شجاعت و مردانگي وي بوده و از حيات نوراني و تابناك او درس گرفته، شايد كه در روش هاي فردي و منش هاي اجتماعي‌اشان تجديد نظر كنند.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] - عَنْ عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ قَالَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص يَقُولُ فَضْلُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَى هَذِهِ الْأُمَّةِ كَفَضْلِ شَهْرِ رَمَضَانَ عَلَى سَائِرِ الشُّهُورِ وَ فَضْلُ عَلِيٍّ عَلَى هَذِهِ الْأُمَّةِ كَفَضْلِ لَيْلَةِ الْقَدْرِ عَلَى سَائِرِ اللَّيَالِي وَ فَضْلُ عَلِيٍّ عَلَى هَذِهِ الْأُمَّةِ كَفَضْلِ لَيْلَةِ الْجُمُعَةِ عَلَى سَائِرِ اللَّيَالِي فَطُوبَى لِمَنْ آمَنَ بِهِ وَ صَدَّقَ بِوَلَايَتِهِ وَ الْوَيْلُ كُلُّ الْوَيْلِ لِمَنْ جَحَدَهُ وَ جَحَدَ حَقَّهُ حَقّاً عَلَى اللَّهِ أَنْ يُحَرِّمَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ شَفَاعَةَ مُحَمَّدٍ . بحارالانوار، ج‏38، ص 15.

 

+ نوشته شده در  بیست و یکم مهر 1385ساعت   توسط على اصغر عطاران طوسى  | 
 

ادب گفتگو در مناجات با معبود

 

هر چه در رمضان و دعاهاي عارفانه آن بيشتر تأمّل مي كنيم، مراتبِ شرمساري امان از حال و هواي خويش در برابر معبود يكتا، افزون مي‌شود. به سيره پيامبر گرامي اسلام (ص) و اهل بيت مكرّم او در خصوص ماه ضيافت الهي كه نظاره مي كنيم _ در حالي كه از ماهها پيش، در درونِ خويش و اهل خانه، ايجاد آمادگي براي حضور همه جانبه و با معرفت مي كردند و بهترين بهره ها را از لحظات و ساعات اين ماه شريف كسب مي نمودند _ خجالت ما را فرا گرفته و غمِ كم كاري ها و كوتاهي ها، ما را امان نمي دهد.

به راستي! ما كجا و درك معارف رفيع و بي همتاي دعا و مناجات رمضان كجا؟! ما كجا و سخن گفتن با ربّ الارباب به سبك بندگان خالص كجا؟! ما كجا و  مناجات و زمزمه عارفانه با او كجا ؟!

اما چه كنيم كه بنده به رسم بندگي و كوچكي اش بايد در برابر عظمت مولايش، سر سجده بسايد و با ارباب خويش زمزمه اي داشته باشد. او به رسم احتياج و نيازمندي اش، ناگزير از تضرّع و نيازخواهي از غنيّ مطلق است!

حال؛ اگر قرار شد با او سخن بگوييم و ساعاتي را با او به مناجات بپردازيم، چه كساني بهتر از واسطه هاي فيض ميان خلق و خالق؟ و چه الگوهايي برتر از انسان هاي كامل كه راه و رسم بندگي را نه تنها مي دانند كه خود رفته اند .

وجود پر بركتِ امام سجاد عليه السلام، يكي از اين الگوهاي بي نظير است كه از خلال مناجات خويش بنام " ابوحمزه ثمالي" حقّ بندگي را ادا كرده و ادب دعا و طلب را به ما آموخته است. و از همين روست كه دعاي ابوحمزه را، مدرسه عشق و بندگي، و مدرسه تسليم و دلدادگي مي‌خوانيم.

فراز و فرودِ اين زمزمه عارفانه، دنيائي از معارف و حكمت هاي الهي است كه جز دسترسي به مفهوم ظاهري آن براي ما مقدور نيست. اما چه كنيم كه گفته اند" آب دريا را اگر نتوان كشيد، هم به قدر تشنگي بايد چشيد" .

بنا بر اين، اگر ادب مناجات، و روش گفتگو با او را جستجو مي كنيم، بايد در فضاي ملكوتي سحرگاهان،در مدرسه ابوحمزه ثمالي پاي درس سيد الساجدين امام زين العابدين عليه السلام زانو زد و درس بندگي فراگرفت، بلكه بتوان با زمزمه فرازهاي ذيل، دقايقي آرام گرفت.

 

"‏ ستايش خداى را كه من او را مى‏خوانم و او اجابت مى‏كند، هر چند وقتى او مرا مى‏خواند كُندى و كاهلى مى‏كنم. ستايش خداى را كه كار مرا به خودش واگذاشت و از اين رو گراميم داشت و به غير خودش وانگذاشت تا خوارم گردانند و سپاس خداى را كه در برابر خطا و گناهم حلم و بردبارى كرد، گويى گناهى از من سر نزده است ... خدايا! وقتي به گناهانم مى‏نگرم، زار مى‌گريم ولي آن هنگام كه به كرم بى‏پايان تو نظر مى‏كنم اميدوار گشته و طمع مي كنم ... پروردگارا ! نمى‏دانم كدام شكر را بجاى آرم؟ آيا شكر نيكي هايى كه از من منتشر مي سازي يا زشتيهايى كه پرده پوشى مي نمايى؟... واى بر من ! اگر با چنين حالي، به جانب قبر _ كه آنرا آرامگاه خويش نساخته ام و براي استراحت ابدي، آن را با عمل صالح خويش، فرش نكرده ام _ منتقل شوم. چرا نگريم در صورتى كه نمى‏دانم به كجا مي روم؟... اى خدا ! اگر مرا به آتش دوزخت ببرى، دشمنت (شيطان) را شاد نموده اي و اگر در بهشت وارد سازي، پيغمبرت را خشنود كرده اي و من قسم به خدا ! يقين دارم كه در نزد تو، سرور پيغمبرت به مراتب از شادي دشمنت دوست داشتني تر است"[1] .


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1]  - الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَدْعُوهُ فَيُجِيبُنِي وَ إِنْ كُنْتُ بَطِيئاً حِينَ يَدْعُونِي وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي وَكَلَنِي إِلَيْهِ فَأَكْرَمَنِي وَ لَمْ يَكِلْنِي إِلَى النَّاسِ فَيُهِينُونِيَ  و الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي يَحْلُمُ عَنِّي حَتَّى كَأَنِّي لاَ ذَنْبَ لِي ... إِذَا رَأَيْتُ مَوْلاَيَ ذُنُوبِي فَزِعْتُ‏ وَ إِذَا رَأَيْتُ كَرَمَكَ طَمِعْتُ ... فَمَا نَدْرِي مَا نَشْكُرُ أَجَمِيلَ مَا تَنْشُرُ أَمْ قَبِيحَ مَا تَسْتُرُ.... إِنْ أَنَا نُقِلْتُ عَلَى مِثْلِ حَالِي إِلَى قَبْرِي لَمْ أُمَهِّدْهُ لرَقْدَتِي وَ لَمْ أَفْرُشْهُ بِالْعَمَلِ الصَّالِحِ لِضَجْعَتِي‏ وَ مَا لِي لاَ أَبْكِي وَ لاَ أَدْرِي إِلَى مَا يَكُونُ مَصِيرِي‏ .... إِلَهِي إِنْ أَدْخَلْتَنِي النَّارَ فَفِي ذَلِكَ سُرُورُ عَدُوِّكَ وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِي الْجَنَّةَ فَفِي ذَلِكَ سُرُورُ نَبِيِّكَ‏ وَ أَنَا وَ اللَّهِ أَعْلَمُ أَنَّ سُرُورَ نَبِيِّكَ أَحَبُّ إِلَيْكَ مِنْ سُرُورِ عَدُوِّكَ. دعاي ابوحمزه ثمالي.

 

+ نوشته شده در  بیستم مهر 1385ساعت   توسط على اصغر عطاران طوسى  | 
 

 

در محضر قرآن، زنگار دل را بزداييم ...

 

كتاب وحي، با همه نوشته هاي دستِ بشر متفاوت است. با آنكه اين كتاب آسماني براي بشر و هدايت او به نگارش در آمده _ هديًً للناس ۱ _ ليكن نه از آن دست كتابهايي است كه بتوان به سادگي، اعماق آن را در نورديد، و نه آن از سبك كتبي است كه دور از فهم و  شناخت مخاطبانش به رشته تحرير در آمده باشد.

لايه هاي متنوعِ اين كتاب مقدّس، زمينه را براي بهره گيري تمامي گروههاي سنّي در رده هاي گوناگون علمي باز گذارده است. برداشت هاي ظاهري از آن در خور فهم عموم مردم است در حالي كه درك عميق مفاهيم، لايه ها و بطون آن، به فرزانگان و انديشوران و بلكه انسان هاي كامل سپرده شده است.

گر چه تدبّر و تأمّل در مفاهيم و معاني آيات، خواستِ اصلي را تشكيل مي‌دهد_ أفلا يتدبّرون القرآن[2] _ ليكن قرائت آيه ها نيز، في حدّ نفسه مطلوبيت دارد.

ماه مبارك رمضان _ كه به دليل نزول آيات وحي در اين ماه _ به بهار قرآن نام گرفته، بهترين فرصت براي انس با آيات وحي و تلاوت آنهاست. از اين رو؛ بيشترين تأكيد بر اهتمام و توجه همه جانبه به اين كتاب آسماني صورت پذيرفته است.

تأثير شگرفِ آموزه هاي اين كتاب، بر روح و جان آدمي _ به دليل وحياني بودن آن _ بر دوست و دشمن پوشيده نيست. روزه داران نيز همچون ديگر آحاد بشري _ و بلكه بيشتر از آنان _ در معرض بهره گيري از اين فضاي روحبخش و معنوي قرار دارند. آنها اگر بخواهند زنگار دلِ خويش را بزدايند و از فاصله خويش با خالق هستي قدري بكاهند، ناگزير از انس با قرآْن و تلاوت آيات وحي هستند.

البته چنانچه قرائت، با تأمل و درنگ در مفاهيم والا و ارزشمندِ آن همراه گردد، بدون ترديد؛ بر حجم تأثيرات آن خواهد افزود.

پيامبر گرامي اسلام حضرت ختمي مرتبت، در سخني از يك حقيقت پنهان در وجود آدمي پرده برداشته و مي فرمايد: " دل همچون آهن زنگار مي‌گيرد، زنگارِ دلهايتان را با تلاوت قرآن صيقل دهيد"[3].   

نقش منحصر به فرد و بي بديلِ قرآن در پيرايش باطن و طهارت روح، بايسته توجه روزه داران در اين ماه مبارك است، از اين رو؛

 

1.     قرائت همه روزه آيات و لو در حدّ چند آيه، به ويژه در حال و هواي اين ماه، مطلوب و مورد سفارش است.

2.  تأمّل در معاني و بلكه تفسير آيات، در كنار تلاوت زيبا و دلنشينِ آنها، حداقلّ وظيفه اي است كه از پيروان پيامبر مكرّم اسلام (ص) انتظار مي رود.

3.  عمل به دستورات و خواسته هاي اين كتاب آسماني، هدف اصلي از تشريعِ اين قانون اساسي مسلمانان به شمار مي رود. از اين رو؛ پياده سازي اين فرامين نوراني _ و لو به گونه اي تدريجي _ خواستِ پيام آورِ مكتب حياتبخش اسلام است.

4.  زيبا سازي هاي شكلي و ظاهري آيات قرآن در قالب هاي صوت و لحن و...، و يا حفظ آنها به صورت ترتيبي و يا موضوعي _ كه در جاي خود، لازم و شايسته است _ نبايد مانع تدبّر و تعمّق، و سپس به كاربستنِ آموزه هاي وحياني آن، گردد. از اين رو؛ قرْاء و حفّاظ قرآن، رسالتي سنگين در توسعه فرهنگ مفهومي قرآن بر عهده دارند. آنان بايد از پيشقراولان عمل به آيات وحي بوده و زنگار دل خويش را با قرآن بزدايند تا الگويي مناسب براي جامعه اسلامي قلمداد شوند.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
 

[1] - سوره آل عمران، آيه 4.

[۲] - سوره نساء، آيه 82.

[۳] - إنّ هذه القلوب لتصدأ كما يصدأ الحديد و إنّ جلاء ها قراء ة القرآن. الدعوات، صفحه 237.

 

+ نوشته شده در  هجدهم مهر 1385ساعت   توسط على اصغر عطاران طوسى  | 

 

 

 تقويت روح همبستگي با احياي سنّت اطعام

 

إطعام ، يكي از سنت هاي ديرينِ رمضان است كه در ادوار تاريخ اسلامي _ با همه تنوع گونه اي آن _ هرگز اصالت خويش را از دست نداده است.

اين حركت معنوي و در عين حال عاطفي، در متن دين و توصيه بزرگانِ آن ريشه دارد.

سفارشِ همراه با تأكيدِ رهبران ديني بر اهتمام و پايبندي روزه داران مسلمان به اين سنت پسنديده،از سويي گوياي ارزشمندي و تأثير گزاريِ آن در تقويت روح نوعدوستي مي باشد و از ديگر سو؛ حكايتگرِ پافشاري دين بر ضرورتِ تدارك ضعفها و كاستي هاي موجود جامعه از درون آن و نگاهِ ريشه اي به درد مردم به ويژه اقشار كم در آمد و محروم است.

در سخني از پيامبر گرامي اسلام (ص) به اين جانب مهمّ پرداخته شده، آنجا كه مي فرمايد: "  اي مردم! هر كس روزه دار مؤمني را در اين ماه، ميهمان افطارِ خويش كند، در نزد خدا، پاداشِ آزاد نمودن بنده اي و آمرزش گناهان گذشته را دارد" [1] و آنگاه كه ناتواني برخي از لايه هاي جامعه براي اطعام ديگران به حضرتش گزارش مي شود، آنان را به انجام اين سنت و لو در حدّ ميهمان كردن ديگران با يك دانه خرما  و يا جرعه اي آب، تشويق و توصيه مي فرمايد و در مقابل به امّت اسلامي وعده مي فرمايد كه برائت از آتش جهنم، ره آوردِ اين عمل خير آنان باشد.

البته سنت اطعام، ابعادي گوناگون در بردارد كه تأمّل در چرايي و چگونگي آن از سوي مردم در ادوارِ تاريخ و در ميان ملل مختلف، با عنايت به سفارشات ديني، ضروري مي نمايد.

 

1.بُعد اجتماعي. در يك نگاه كلان، احياي سنتِ اطعام به عنوان يك حركت نمادين همگاني و فراگير، از همبستگي ملي ميان اقشار جامعه حكايت دارد و در حقيقت نوعي حركت در راستاي پايبندي انسان به هويت اجتماعي، و تقويت روح اخوت و برادري او است.

2.بُعد اقتصادي. تأثيرِ اساسي آن بر فروكاستن درد فقر و محروميت از لايه هاي ميان دست و فرودستِ جامعه _ از خلال توجه فرادستان و صاحبان مُكنتِ مادي_ اهميت نقش و جايگاه آن را عيني تر مي‌سازد.

3.بُُعد معنوي. پاسداشتِ  اين سنت نيكو از سوي آحاد روزه داران _ كه به هيچ قيمت و لو به بهانه ناتواني مالي نبايد آنرا به حاشيه برانند _ اجر و پاداشي عظيم در پيشگاه پروردگار دارد كه مي توان به آن حتي با اطعام دانه اي خرما و يا جرعه اي آب گوارا، دست يافت.

در اين راستا، چند توصيه كليدي ارائه مي شود:

§ نشاندنِ اقشار محروم بر سر سفره افطار _ كه ابعاد سه گانه فوق را در برداشته و بهترين نوع اطعام  به شمار مي آيد _ از پاداشي افزون برخوردار است.

§ خودداري از رنگين كردن سفره افطار، افزون بر برخورداري از روح سادگي و جلوگيري از ريخت و پاش، گامي در جهت گسترش كمّي ميهمانان و در نتيجه كسب اجر و مزد بيشتر است.

§ اطعام به دور از بوق و كرنا، و حتي به دور از چشم آشنايان، لذتي در بردارد كه مطمئناً هيچ دعوتي ديگر به پايِ آن نخواهد رسيد.

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] - أَيُّهَا النَّاسُ مَنْ فَطَّرَ مِنْكُمْ صَائِماً مُؤْمِناً فِي هَذَا الشَّهْرِ كَانَ لَهُ بِذَلِكَ عِنْدَ اللَّهِ عِتْقُ رَقَبَةٍ وَ مَغْفِرَةٌ لِمَا مَضَى مِنْ ذُنُوبِهِ قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ لَيْسَ كُلُّنَا يَقْدِرُ عَلَى ذَلِكَ فَقَالَ ع اتَّقُوا النَّارَ وَ لَوْ بِشِقِّ تَمْرَةٍ اتَّقُوا النَّارَ وَ لَوْ بِشَرْبَةٍ مِنْ مَاءٍ. خطبه شعبانيه.

 

+ نوشته شده در  هفدهم مهر 1385ساعت   توسط على اصغر عطاران طوسى  | 

 

اصول برادري از نگاه امام حسن مجتبي (ع)

 

پانزدهم ماه رمضان، سالروز ميلاد فرخنده حضرت امام حسن مجتبى عليه‏السلام است. آن حضرت در سخني به فرزند خويش مي فرمايد: " پسرم! با احدى برادرى مكن تا بدانى به چه مكان هايي آمد و شد دارد. و هر گاه از حالش به خوبي آگاه شدى و رفتارش را پسنديدى با او برادرى كن، به شرط آنكه دوستي‌ات بر پايه ‏چشم پوشى از لغزش و همراهى در سختى باشد"[1] .

روابط اجتماعي فيمابين آحاد جامعه، آنگاه كه در حدّ معمول است، از محدوديت و قانونمندي كمتري برخوردار است ليكن براي ايجاد يك رابطه تنگاتنگ و بنيان گذاريِ يك دوستي و رفاقت پايدار، الزاماتي وجود دارد كه پايبندي به آنها، موجب آرامش خاطر و دوام دوستي و محبّت خواهد شد. از نگاهِ آن حضرت، رعايت چند اصل براي ايجاد رابطه صميمي و ناگسستني با ديگران، حائز اهميّت است.

 

     1.     اصل وارسي

در اصول برادري و دوستي، چنانكه نبايد پيش از هر تحقيق و وارسي، دست به يك دوستي عميق زد، در مراحل تحقيق نيز نبايد ماهيّت فرد و نوع نگاه او به مسائل پيراموني خويش و نيز نوع تعامل او با قضاياي اجتماعي، فرهنگي و ديني و... جاي خويش را به منظر بيروني فرد و برخورداري هاي مادي او بدهد. پيش از هر طرح دوستي، بايد از نوعِ آمد و شدهاي وي، و ماهيّتِ دوستي ها و روابط وي اطلاع حاصل كرد. نوع حركاتِ وي، خوراك و پوشاك او و نشست و برخاستِ وي با افراد ناباب و فاقد هويّت اجتماعي، و يا حضور وي در محافل ضدّ اخلاقي و ضدّ ديني، و... مي تواند از عدم شايستگي وي براي انتخاب به عنوان يك دوست حكايت كند. شايان ذكر است در هيچ يك از مراحل تحقيق، نبايد پا را از حوزه مناسبات اجتماعي كه در مرآي و منظر ديگران است، فراتر نهاد. ورود به حريم شخصي افراد و لو به بهانه تحقيق براي دوست يابي، از مصاديق عيبجويي شمرده شده كه مورد مذمّتِ شديد قرار گرفته است.

 

2.     اصل چشم پوشي

پس از آنكه فرد را به خوبي مورد بررسي دقيق قرار داده و صلاحيت هاي وي را تأييد نموديم، ديگر مجالي براي بزرگ كردن اشتباهات و مهمّ انگاشتن لغزشهاي او وجود نخواهد داشت. دوستِ صميمي من و تو بايد آنقدر ارج و قرب داشته باشد كه با اندك كوتاهي و يا لغزش ازسويِ وي، پيمان برادري و دوستي ملغي نگشته و مورد تهديد قرار نگيرد.

 

3.     اصل همراهي

دوست واقعي، انتظار همراهي تو را در شرايط سخت و ناگوار همچون خوشي ها و شادي ها دارد. اگر براي پيمان مودّت و رفاقت خويش ارزش قائل هستيم، ناگزير از همگامي و همنوايي با دوستان تحت هر شرايطي مي باشيم و گريز از آن، نقض تعهدات و قرارداداهاي برادري و دوستي است. 

 



[1] - يا بنى لا تواخ احدا تعرف ‏موارده و مصادره فاذا استنبطت الخبرة و رضيت العشرة‏ فاخه على اقالة العثرة و المواساة فى العسرة. تحف‏العقول، ص 236.

 

+ نوشته شده در  پانزدهم مهر 1385ساعت   توسط على اصغر عطاران طوسى  | 

 

مقاله ذيل از سلسله دست نوشته هاي اينجانب است كه به مناسبت تبليغات انتخابات نهم رياست جمهوري به عنوان:   

" گزينه برتر در كلام علي عليه السلام " 

در ويژه نامه انتخاباتي روزنامه جام جم در سال ۱۳۸۴ به چاپ رسيد. اميدوارم بهره ببريد.

 

 ۳- خدمت رسانی

در نظام علوی، خدمت رسانی به مردم اساس حرکت نظام را تشکيل می دهد. طراحی و تأمين ساز وکارِ مورد نياز برای دستيابیِ اين هدف والا و وظيفه ارزشمند، بر عهده رئيس جمهور به عنوان بالاترين مقام اجرايی کشور می باشد. غفلت و عدم توجه بايسته به اين امر مهمّ و بنيادين، در پشتوانه مردمی حکومت و استمرار مردم سالاری خلل جدی وارد خواهد ساخت.

آنچه مورد انتظار آحاد ملّت و مورد تأکيد رهبران دينی است، برقراری فضای مناسب و آرام برای بهره گيری شايسته از فرصتها در راستای خدمت رسانی بهتر و فراگيرتر به تمام اقشار جامعه است.

فرصت طلايی مسئوليت

فرصت استثنايی که در اختيار رئيس جمهور با وجود امکانات فراوان و اختيارات بی حدّ و حصر قرار می گيرد، فرصتی است بی نظير تا از خلال آن، خدمتی خالصانه به مردم ارائه نمايد که اين، بسترِ دست يازی وی به سعادت دنيوی و اخروی، و کسبِ توفيقات معنوی را مساعد می سازد. وی نبايد با بی اعتنايی و سهل انگاری، خويش را در بهره گيری درست و منطقی از اين موقعيت مناسب، ناکارآمد جلوه داده و زمينه شکست و ناکامی خويش را فراهم آورد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهاردهم مهر 1385ساعت   توسط على اصغر عطاران طوسى  | 
 

 خديجه ، همسر نمونه

به بهانه سالروز وفات حضرت خديجه سلام الله عليها
 
دهم ماه مبارك، سالروز وفات بانوي بزرگ اسلام حضرت خديجه همسر گرامي پيامبر اعظم (ص) است. اندك كنكاشي در زندگي مشترك آندو نشانگر آنست كه اين دو شخصيت بزرگ براي يكديگر ارزش و احترام خاصي قائل بودند. خديجه نه تنها مال و ثروت خود را به رخ شوهر كه دستش از مال دنيا تهي بود، نكشيد كه با افتخار، ثروت انبوه خويش را در اختيار همسرش قرار داد. وقتي پيشنهاد ازدواج را به حضرتش داد، پيامبر r در مقابل اين پيشنهاد فرمود: " تو بانويي ثروتمند هستي و من فردي فقير كه چيزي در اختيار ندارم. كسي با موقعيت تو، رغبت به فردي همچون من پيدا نمي‏كند. من جوياي همسري‏ هستم كه حالش مانند حال من و از نظر دارايي و ثروت همتاي من باشد" .خديجه در پاسخ مي‌گويد: "به خدا سوگند اي محمد! اگر ثروت تو اندك است، ولي سرمايه من فراوان است. كسي كه خود را در اختيار تو قرار داده است، چگونه مالش در خدمتت نباشد! من و ثروتم و كنيزانم و تمامي آنچه در اختيار دارم، از آنِ تو و تحت امر توست و هرگز از آن دريغ نمي ورزم" [1].
 
 

 

البته اگر خديجه نسبت به همسر گرامي خود اين گونه عشق مي ورزيد و رعايت ادب و احترام مي‏كرد، رسول خدا r نيز از خديجه به نحو شايسته‏اي قدرداني مي‏نمود و براي خديجه احترام خاصي قائل بود.رسول اعظم r هيچگاه در زندگي مشترك خود، با رأي و نظر خديجه مخالفت نمي‏نمود . ابوالعاص پسر خواهر خديجه از زينب دختر رسول خدا خواستگاري نمود . خديجه از رسول خدا r  خواست كه زينب را به وي تزويج كند، و رسول خدا r  پيشنهاد وي را پذيرفت . و مراتب قدرداني رسول گرامي اسلام r  نسبت به خديجه تنها به زمان حيات او خلاصه نمي‏شد، بلكه پس از مرگ وي نيز- كه بر حضرت بسيار ناگوار و دشوار آمد - همواره او را ياد مي‏كرد و از وي تجليل به عمل مي‏آورد و اگر به ياد همسرش مي‏افتاد، يا كسي نام وي را مي‏برد، چشمان مبارك حضرت پر از اشك شده و از خوبي هاي خديجه سخن مي‏گفت.

عايشه مي‏گويد: " من پس از وفات خديجه با يادِ نيكِ او، خود را نزد پيامبر r  عزيز مي‏كردم" . نيز هم او مي‏گويد: " پيرزني وارد بر رسول خدا r  شد، حضرت وي را مورد احترام ويژه قرار دادند. پيرزن كه از محضر رسول خدا r  خارج شد، پرسيدم: اين زن چه كسي بود كه اين گونه مورد لطف و تفقد شما واقع شد؟ رسول خدا r  فرمود: " اين زن از دوستان خديجه است. وقتي خديجه زنده بود، زياد نزد ما مي‏آمد"2].

بدون ترديد، اگر اكسير عشق و محبت زن و شوهر به يكديگر، و سطح احترام متقابل آندو در حوزه سخن و عمل با اقتباس از سيره نبوي به حدّي مطلوب و قابل قبول برسد، كانون گرم خانوداه، به مكاني امن براي اعضاي آن تبديل خواهد شد و از رهگذر آن، بخش عظيمي از معضلات خانوادگي و بزهكاري هاي اجتماعي رو به كاستي گراييده و اضطرابات و نگراني هاي متعدد در حوزه فرد و جامعه به پايين ترين سطح خود فروكش مي كند. 


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] - بحارالانوار، جلد16، صفحه 55.

[2] - بحارالانوار، جلد16، صفحه8.

+ نوشته شده در  سیزدهم مهر 1385ساعت   توسط على اصغر عطاران طوسى  | 

  

زدودنِ شكافِ فقر و غنا، هنر رمضان

 

وجود فاصله عميق ميان فقر و غنا، همواره دغدغه بزرگان و رهبران ديني بوده است و زدودن اين شكاف از سطوح و لايه هاي جامعه اسلامي، عمق حركتهاي بنيادين و ريشه اي آنان به شمار مي‌رفته است. حجم عظيم توصيه ها و راهكارهاي ارائه شده از سوي امامان معصوم عليهم السلام در مسير پيراستنِ غبار ظلم و نابرابري از چهره امت اسلام، حكايتگرِ اين اهتمام از سوي پايه گزاران تئوري اسلام اصيل و ناب است.

هر گونه حركت و تصميمي در عرصه مسائل فردي و اجتماعي كه با نابرابري و بي عدالتي همراه باشد، از نگاه دين محكوم به فنا و شكست است. و وظيفه اساسي و راهبردي حاكمان در جوامع اسلامي، توسعه و گسترش عدالت در تمامي لايه هاي اجتماعي، و زدودن فقر و محروميت از چهره مردم است. 

اگر علي عليه السلام به عنوان پرچمدار عدالت راستين، گرفتن دانه اي از دهان مورچه اي را به قيمت داشتن حكومتي به گستره تمام زمين و آسمان، برنمي تابد، براي فرهنگ سازي اين اصل مترقي در ميان امم اسلامي و بلكه آزاد مردان جهان است، چرا كه ظلم و بي عدالتي با تمامي گونه هايش و از سوي هر فرد و مقام، غير قابل پذيرش، و مطرود است.

وجود فقر و بروز جلوه هاي محروميت در ميان امت اسلامي، گوياي عدم توجه بايسته به همين اصل راهبردي است. و هنر رمضان در اين است كه با قامتي رسا و زباني گويا بر اين اصل پيشرفته تكيه كرده و زدودن شكاف ميان غنيّ و فقير را شعار خويش قرار داده است.

ببينيم صادق آل محمد (ع) حكمت روزه را چه بيان مي كند:" حكمت روزه آنست كه مرز ميان غنيّ و فقير را بردارد زيرا ثروتمند، رنج گرسنگي را درك نمي كند تا بر فقير ترحم كند و او هر چه اراده كند براي خويش فراهم مي سازد. از اين رو؛ خداي متعال خواست تساوي و برابري ميان خلق خويش برقرار كند و از رهگذر روزه، ثروتمند رنج گرسنگي و درد را بچشد، شايد كه بر ضعيف دل بسوزاند و بر گرسنه ترحم نمايد"[1] .

چشيدن درد فقر و محروميت و يا تحمّل گرسنگي و تشنگي _ و لو به مدت سي روز _ اگر با تمامي اصول و آداب آن صورت پذيرد_ نه آنكه سفره هاي رنگين و غذاهاي متنوع در سحرگاهان و شامگاهان، زينت بخش بزم روزه داران گردد _  ره آوردي بزرگ براي توزيع ثروت و سرمايه ميان قاطبه امت است تا فاصله و شكاف ميان وضع موجود و مطلوب به حدّ اقلّ برسد و فقرا و مستمندان نَفَسي تازه كنند...

  

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] - اما العلّة في الصيام ليستوي به الغنيّ و الفقير و ذلك لأنّ الغنيّ لم يكن ليجد مسّ الجوع فيرحم الفقير لأن الغنيّ كلّما أراد شيئاً قدَر عليه فأراد الله عزّوجلّ أن يسوّي بين خلقه و أن يذيق الغنيّ مسّ الجوع و الالم ليرقّ علي الضعيف و يرحم الجائع. بحارالانوار، ج96، صفحه 371، حديث 53.

 

+ نوشته شده در  دوازدهم مهر 1385ساعت   توسط على اصغر عطاران طوسى  | 
 

اوج عشق در گفتگو با خالق

 

ادعيه رسيده از امامان معصوم عليهم السلام، مجموعه اي از معارف اصيل و ناب معرفتي است كه قدر و منزلتِ آنها بر درد آشنايان و درمان پويانِ واقعي پوشيده نيست. دعا _ اين اكسير اعظم _ درمانِ درد بندگان و مرهمِ زخم آنان است. دعا، ابزاري كليدي براي گفتگوي صريح، بي پرده و رو در رو ميان خلق و خالق است كه اگر اين وسيله ارتباطي در اختيار بشر نمي بود، معلوم نبود سرنوشت آدميان چگونه رقم مي خورد؟

دعا، نه تنها الگويي كارآمد براي سخن گفتن با خالق هستي است كه حتي مؤثرترين شيوه گفتگو ميان عاشق و معشوق حقيقي است. تنها عاشقِ دلباخته است كه مي داند و به خوبي درك مي كند چه نعمتي بزرگ _ دعا _ در اختيار اوست. چرا كه اين عشقبازي، نه نياز به وقت قبلي دارد و نه هزينه اي را بر او تحميل مي كند. منّت و خواهش از او، نه ريسك است و نه از شخصيت و جايگاه فرد، مي‌كاهد.

در حقيقت؛ عشق در بالاترين حدّ خود جلوه نمايي مي كند و در مقابل، هزينه كرد و ريسك پذيريِ عاشق در نازلترين حدّ ممكن. و اين است واقعيت ناشناخته دعا.

بي ترديد؛ اوج عشق بازي را تنها مي توان در دعاهاي وارده از اولياي دين و امامان معصوم عليهم السلام جُست. تأمّل در دعاها و مناجات هايِ امام سجاد عليه السلام به وي‍‍ژه دعاي شريف ابوحمزه ثمالي كه در اسحار ماه مبارك رمضان خوانده مي شود، گوياي همين واقعيت است. اگر من و تو نيز فرصتي را به انديشيدن در مضامين عاليه اين دعاي پر مغز اختصاص داده و در هر يك از سحرهاي ماه مبارك، فرازهايي از آن را با توجه به مفاهيمِ بلند آن، با خود زمزمه كنيم، چه بسا به برخي از مراتب اين عشق حقيقي دست يافته و به حريم دوست نائل آييم انشاء الله.

جلوه هايي از اين عشقِ بي نظير را در فرازي از دعاي ابوحمزه مي‌خوانيم: " خداي من! اگر مرا عفو نمايي، بهترين بخشنده اي و اگر دچار عذابت كني، هيچ ظلم و ستمي روا نداشته اي "[1] .

و يا در جاي ديگر مي خوانيم: "قسم به عزّتت اي آقايِ من! اگر مرا از درگاه خويش براني، هرگز به سراغ ديگري نخواهم رفت و از التماس و تملق خويش نسبت به حضرتت، دست نخواهم كشيد"[2] .  به راستي! آيا اين، جز اوج عشق در گفتگو با حضرت دوست است؟!

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] - فإن عفوتَ فخيرُ راحم و إن عذّبتَ فغير ظالم. مناجات ابوحمزه.‏

[2] -  فَوَ عزّتك يا سيّدي لو نهرتني ما برحتُ من بابكَ و لا كففتُ عن تملّقك. همان.

 

+ نوشته شده در  نهم مهر 1385ساعت   توسط على اصغر عطاران طوسى  |